تسنیم

مطالب قرآنی: مقالات-حدیث-گزارش-درباره قرآن-پند بزرگان-کتابشناسی-علوم قرآنی-حفظ قرآن-شان نزول-پرسش و پاسخ-آیامیدانید-دین و زندگی

تسنیم

مطالب قرآنی: مقالات-حدیث-گزارش-درباره قرآن-پند بزرگان-کتابشناسی-علوم قرآنی-حفظ قرآن-شان نزول-پرسش و پاسخ-آیامیدانید-دین و زندگی

صفات و حالات مؤمن

 

به طور معمول درباره انسان کاربرد کلمه «صفت»، ناظر به امور درونى است.

به طور معمول درباره انسان کاربرد کلمه «صفت»، ناظر به امور درونى است. صفات مؤمن به دو بخش معنوى (الهى) و انسانى تقسیم مى ‏شود. صفاتى مانند: توکل و رضا و تسلیم از قسم اول است؛ و حالاتى مانند: سخاوت و عفو و بخشش و وفاى به عهد و ... از قسم دوم است.
اعمال خارجى انسان را صفات نمى‏ گویند؛ البته، صفات وقتى به ظهور رسید, به اعضا و جوارح نیز سرایت مى ‏کند.

مؤمن صفات بسیاری دارد. ما در اینجا، فقط به مهمترین این صفات اشاره مى ‏کنیم. آن گاه  که صفات انسانى از صفات معنوى و الهى ناشى شود، پشتوانه منطقى محکمى می یابد.
صفات انسانى بدون اعتقاد به‏ جنبه‏ هاى معنوى، توجیه ناپذیر و بى پشتوانه است. در این مبحث, از اعمالى سخن مى‏ رود که از درون نشأت مى ‏گیرد.

صفات مؤمنان در روایات:
هنگام مطالعه روایات، دو دسته روایت می‎بینیم: در یک دسته، کلیات صفات بیان شده است و در دسته دیگر به طور جزیى اعمال مؤمنان شمارش شده است.

1.صفات کلى:
 امام باقر (ع) از قول رسول الله (ص) نقل فرموده ‏اند: مى‏ خواهید شما را از مؤمن خبر دهم؟ مؤمن کسى است که مؤمنان, وى را بر اموال و امور خود امین مى ‏دانند. مسلمان آن کسى است که مسلمانان از دست و زبان او در سلامت باشند.
در روایت دیگرى از امام هشتم (ع) آمده است: مؤمن کسى است که از کار خویش مسرور و از کار بدش پشیمان شود. این تعریفها درباره عمل مؤمن است.

2.صفات جزئى:
در روایات دیگر, صفات از حالت کلى در می‎آید و به نحو جزیى بیان می‎شود. چنانچه پیامبر اکرم (ص) درباره صفات مؤمن مى ‏فرمایند: مؤمن 20 خصلت دارد؛ اگر این خصال در او نباشد, ایمانش به کمال نرسیده است:
- در وقت نماز به نماز حاضر مى‏ شود.
- حقوق مالى شرعى را سریع می پردازد.
-  به مسکین‎ها و فقیران طعام می‎دهد.
- دست محبت بر سر یتیمان مى ‏کشد.
- لباسش کهنه، اما تمیز است. کنایه از این که آنچه شرع تعیین فرموده است، مى ‏پوشد.
- آنچه به او مى ‏گویند سریع تکذیب نمى ‏کند؛ یعنی آنچه می‎شنود, ساده ‏لوحانه باور نمى ‏کند؛ چه بسا آنچه به او مى‏ گویند, دروغ باشد. همچنین,فوری تکذیب نمى ‏کند.
- اگر وعده کند, تخلف نمى ‏کند.
- در امانت خیانت نمى ‏کند.
- با راستى و صداقت سخن می گوید.
- روزها روزه ‏دارد و شبها عبادت می کند.
- همسایگان را نمى‏ آزارد.
- متکبر نیست.
-در تشییع جنازه مؤمنان شرکت مى ‏کند.

در روایت دیگری، ابو حمزه ثمالى از امام سجاد (ع) نقل مى ‏کند:
مؤمن علمش با حلمش در هم آمیخته است.
علم در او تکبر و خودخواهى پدید نمى ‏آورد.
مى ‏نشیند تا بیاموزد.
در مجلسى که بهره علمى ندارد, شرکت نمى ‏کند.
سکوت مى ‏کند تا سالم بماند.
از آفت سخن گفتن, دوری مى ‏کند.
براى طلب فهم صحبت مى ‏کند.
آنچه از دوستانش به رسم امانت مى ‏داند, به دیگران نمى‏ گوید.
حق را کتمان نمى‏ کند، اگر چه به نفع دشمنش باشد.
هرگز چیزى را که در آن شائبه ریاست، انجام نمى ‏دهد. به سبب خجالت و حیا کار درست را ترک نمى کند.
به آنچه درباره ‏اش مى ‏گویند, بیم دارد.
از بدیهایی که فقط خود می داند, استغفار مى‏ کند.
از تعریفهای جاهلانه و متملقانه, مغرور نمى ‏شود.
درامدش پاکیزه و خلقش نیکو و باطنش سالم است.
آنچه بیش از نیازش باشد, انفاق مى‏ کند.
از گفتار اضافى در کلام خوددارى مى ‏کند.
· مردمان از شرش در امانند.

منبع: شبکه پیام سیما

پله پله تا خدا

 

«آیةالله حسن زاده آملی» می‌ گویند: «ما کاری مهمتر‌ از خودسازی نداریم» یکی از کلمات قصار «علامه طباطبایی» بود

تخم سعادت مراقبت است
«آیةالله حسن زاده آملی» می‌ گویند: «ما کاری مهمتر‌ از خودسازی نداریم» یکی از کلمات قصار «علامه طباطبایی» بود . البته این به این معنا نیست که انسان همه کارها و وظایفش را کنار بگذارد و برود گوشه‌ای مشغول خودسازی شود. خودسازی اصلی در اجتماع بودن و به وظایف خود عمل کردن و گناه نکردن است.

تخم سعادت «مراقبت» است. مراقبت یعنی کشیک نفس کشیدن؛ یعنی حریم دل را پاسبانی کردن؛ یعنی سر را از تصرفات شیطانی حفظ داشتن؛ پاسبان حرم دل بودن. این تخم سعادت را باید در مزرعه دل کاشت و بعد به اعمال صالحه و آداب و دستورهای قرآنی این نهال سعادت را پروراند.

 

منبع: شبکه پیام سیما

حقیقت شکر

 

اظهار نعمت حقیقت شکر است.

اظهار نعمت حقیقت شکر است. نقطه مقابل آن کفر نعمت - یعنی پنهان کردن نعمت و سرپوش روی آن نهادن - است. اظهار نعمت به این معناست که آن را در جای خود استفاده کنی؛ یعنی همانجایی که دهنده نعمت در نظر داشته است، آن را به زبان بیاوری؛ منعم را در برابر دادن این نعمت ثنا بگویی و در قلب هم به یاد آن و به یاد منعمش باشی و از یادش نبری.

 «آیةالله جوادی آملی» در کتاب «مراحل اخلاق در قرآن» شکر را این گونه معرفی می کند: شکر نعمت در مقابل کفران نعمت است. شکر نعمت این است که انسان سراسر جهان اعم از آفاق و انفس و عالم و آدم را نعمت خدا بداند و آگاه باشد که در کنار سفره نعمت خدا نشسته است و باید این نعمتها را بجا مصرف کند. کسی که اهل سیر و سلوک و تهذیب روح است باید شاکر باشد.

درجات و مراتب شکر:
آیةالله جوادی آملی درباره مراتب شکر در کتاب «مراحل اخلاق در قرآن» می گوید: شکر درجاتی دارد. گاهی انسان نعمتهای خدا را زاهدانه به رسمیت می‏شناسد و آنها را بجا استفاده می‏کند تا در قیامت نسوزد و یا به بهشت بار یابد. خدای سبحان می‏فرماید: «به یاد نعمت من باشید؛ وقتی به یاد نعمت من بودید، شاکر نعمتید».

 گاهی انسان خدا را عارفانه شکر می‏کند؛ یعنی می‏گوید: خدایا، هستی و کمالات من و جهان نعمت توست و تنها ولی نعمت تویی. بر سر هر سفره که بنشینیم خدا رزاق است. در کنار سفره هر مدرس و گوینده و اندرز دهنده‏ای که بنشینیم در حقیقت خدا گوینده و اندرز دهنده و مدرس است . به طور کلی، انسان بر سر هر سفره غذای ظاهر و باطنی بنشیند خدا رزاق است. در این صورت، چنین شکری عارفانه می‏شود. در این گونه موارد، شاکر عارف از توجه به نعمت به توجه به ولی نعمت می‏رسد. چنین کسی نعمت الهی را در خود حق خلاصه می‏بیند و آنگاه او را شکر می‏کند؛ یعنی محبت و معرفت و عطش لقای او را در دل می‏پروراند. در این حالت، بهترین وضع شامل او می‏شود؛ یعنی چون شما شکر نعمت را در حد معرفت حق می‏دانید، خدا هم نعمتتان و  هستیتان را اضافه می‏کند. یعنی اگر شکرگزار نعمت حق باشید، خدا نعمتتان اضافه می‏کند. اگر کسی شکرگزار خود حق باشد، خدا خود او را افزون می‏کند؛ یعنی درجات هستی او را برتر و ذات او را کاملتر می‏کند. به این معنا که اگر قبلا جزء «عملوا الصالحات» بود، اکنون جزء «صالحین» ... می شود.

برترین مرحله شکر:
آیةالله جوادی آملی می گوید: اعتراف به عجز برترین مرحله شکر است. اگر کسی با زبان یا قلب شکر کند، خود این اعضا و همچنین به کارگیری این نعمتها در ثنای حق نعمت حق است. پس اگر نعمتی به انسان برسد و بخواهد شاکر خدا باشد، گذشته از لزوم علم به عناصر محوری شکر، باید از دو نعمت دیگر مدد بگیرد. یکی اصل قلب و زبان و جوارح که ابزار شکر است؛ و دیگری توفیق به کارگیری آنها در راه صحیح است. از این رو، برای هر شکری که انسان می‏کند - که خود نعمتی است -شکر دیگری لازم است. «امام سجاد» (ع) به خدای سبحان عرض می‏کند: خدایا، ما هر گاه تو را حمد گفتیم، بار دیگر باید تو را حمد کنیم که تو را حمد کرده‏ایم؛ یا شکر کنیم که تو را شکر کرده‏ایم.  

دعا برای شاکر شدن:  
رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلَى وَالِدَیَّ و َأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ
... پروردگارا، بر دلم بیفکن تا نعمتی را که به من و به پدر و مادرم ارزانی داشته ای سپاس گویم . کار شایسته ای انجام دهم که آن را خوش داری. فرزندانم را برایم شایسته گردان. در حقیقت، من به درگاه تو توبه آورده ام و من از فرمان پذیرانم.
علاوه بر اینکه عقل شکر منعم را واجب می داند، انسان ذاتی و فطرتی و خلقی حس شکرگزاری دارد . حسی که او را وادار می کند و به او می گوید اکنون که بر سر این سفره رنگین و گسترده آفرینش نشسته ای، بخشنده این نعمتها را بشناس و شکر او را به جا آور. این کار به قدری ضروری است که به فرموده امام «زین العابدین» (ع) اگر کسی آن را ترک کند، از مرتبه انسانیت به مرتبه بهیمیت خواهد رسید.

آثار حمد و شکر الهی:

امام «زین العابدین»(ع) در اولین دعایی که در مقام ستایش و شکر الهی ایراد فرموده اند به ذکر آثار حمد و شکر الهی پرداخته اند:

•  حمد و شکر زندگی دنیا را با رضای الهی و سفر آخرت را با عفو الهی قرین می کند.
•  تاریکیهای عالم برزخ را برای ما روشن می کند.
•  راه رستاخیز را هموار می سازد.
•  مقام را رفیع می کند.
•  چشم ما را در قیامت روشن می کند و روی ما را بدان سفید می کند.
•  ما را در پناه خدای کریم از آتش دردناک الهی آزاد می کند.
•  ما را در سرای جاوید در گروه فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل جای می دهد.
•  موجب خشنودی خداوند و وسیله آمرزش است.
•  پشتیبان طاعت و بندگی و جلوگیر از معصیت است.
•  بهترین یاور و مدد ما در فرمانبرداری از خدا و ایفای وظیفه بندگی است.

 

منبع: شبکه پیام سیما

از ژرفای نماز (۱) (تسبیحات اربعه)

 

جملاتى را که در رکعتهاى سوم و چهارم نماز گفته می شود «تسبیحات اربعه» مى‏ گوییم

 تسبیحات اربعه

جملاتى را که در رکعتهاى سوم و چهارم نماز گفته می شود «تسبیحات اربعه» مى‏ گوییم. این جملات چهار ذکر و گویاى چهار حقیقت درباره خداوند تبارک و تعالی است:

«سبحان الله»؛ خدا پاک و منزه است‏.
«والحمد لله»؛ و ستایش و سپاس مخصوص خداست.
«و لا اله الا الله»؛ و معبودى بجز خدا نیست
«والله اکبر»؛ و خدا بزرگترین است.

دانستن این چهار خصوصیت در شکل گرفتن تلقى درست و کامل از توحید نقش اساسی دارد. هر یک از این چهار ذکر بدنه و نمای عقیده توحیدی را نشان مى‏دهد. تکرار این جملات تنها برای افزایش معرفت ذهنى انسان و آگاهى و اطلاع او نیست، بلکه دانستن صفات و خصوصیات خدا و تکرار ذکر خدا بزرگترین فایده‏اش به وجود آوردن حرکت و مسئولیتى در انسان است. وظیفه و تکلیفى فراخور آن حقیقتى که بدان معرفت ‏یافته و بر دوش اوست.
به طور کلى، عقاید اسلامى باید در خارج از ذهن و در صحنه زندگى منشأ عمل و حرکت‏ باشد. در اسلام، این عقاید صرفاً از جنبه ذهنى و مجرد اعتبار ندارد، بلکه بیشتر به این سبب اغتبار دارد که ناظر به زندگى انسانهاست و در زندگى و عمل فرد و جامعه نقش دارد. درست است که هر عقیده اسلامى در معنا شناخت‏ واقعیتی است، ولى تنها عقایدى که در اسلام حتمى و لازم شمرده می شود در صورت قبول کردن و گرایش به آن تعهدى براى انسان به وجود می‎آید و وظیفه و تکلیفى جدید بر دوش او می‎نهد.

عقیده داشتن به وجود خدا از این گونه است. اعتقاد به بودن و نبودن خدا - هر کدام - براى زندگى و عمل، شکلى مخصوص به وجود مى‏آورد. فرد یا جامعه‏اى که براستى به وجود خدا معتقدند ‏نوع و شکل زندگیشان با فرد یا جامعه‎ای متفاوت است که منکر این حقیقت اند‏. اگر انسان اعتقاد داشته باشد که او و جهان را قدرتى بااراده و از روى شعور و حکمت آفریده است، ناگزیر معتقد مى‏شود که این آفرینش مقصود و هدف و غایتى دارد. مى‏پذیرد که او در رسیدن به این مقصد و غایت نقش و مسئولیتى دارد. همین احساس تعهد و مسئولیت است که او را به کار و تلاش و پویش و تحمل بارهاى سنگین وادار مى‏کند و از همه راضی و خرسند است.
همچنین، عقیده به معاد و نبوت و امامت و ... مسئولیتها و تکالیفى را بر دوش معتقد مى‏نهد و راه و برنامه و خط مشى کلى زندگى او را مشخص و ممتاز مى‏سازد. اگر می بینیم آنان که خود را معتقد به این اصول فکرى مى‏دانند با آنان که از آنها بى‏اطلاع و بدانها بى‏اعتقادند یکسان و یکرنگ زندگى مى‏کنند، این به سبب نداشتن آگاهى درست ‏یا ریشه‏دار نبودن ایمان و قبول آنان است. در مواقع حساس و نقطه‎های عطف زندگى است که صف معتقدان واقعى از مقلدان ناآگاه و فرصت‏طلب جدا مى‏شود.

در مطلب آینده، به شرح تسبیحات اربعه می پردازیم.

منبع: شبکه پیام سیما

دست نیاز

 

آفریدگارا، جهان سایه ای از رحمت و لطف تو است؛ و آفریده‎ها تشنگان چشمه انعام و احسان تواند.

آفریدگارا، جهان سایه ای از رحمت و لطف تو است؛ و آفریده‎ها تشنگان چشمه انعام و احسان تواند.

مهربانا، رضای تو در خدمت به بندگان است. ما نیز در پی کسب رضای توییم. شوق خدمت به بندگان را در دلهایمان برافروز. عشق و احسان و نیکی به مردم و رسیدگی به محتاجان را در قلب ما زنده ساز و توفیق دستگیری از درماندگان و رسیدگی به محرومان و سرکشی به غریبان و کمک به مظلومان را ارزانیمان دار.
آفریدگارا، ای که نامت زیباست و ذاتت بی زوال، ای ذوالجلال، ما را به نگاهی بنواز. ای بنده نواز، گنج عطای تو را پایان و سایه کرمت را کران نیست. ما را به کار بندگانت گیر که ذخیره آخرتمان شود.

چنان کن که توان و قدرت و فکر و هوشمان صرف تدبیر در کارگشایی خلق و بندگی خالق شود؛ زندگیمان صحنه مشارکت در رنجها و شادیهای مردم شود؛ دلمان خانه محبت مردم باشد؛ چشممان زندگی زاویه‏نشینان منزوی را هم ببیند؛ گوشمان ناله دردمندانه بینوایان را هم بشنود؛ دستمان بازوی افتاده‏ای را بگیرد.
خدایا، کدام در - جز درگاهت - شب و روز باز است؟ کدام مأمن - جز آغوش لطف تو - بر اهل نیاز گشوده است؟

من هرجایی را یکجا کن، از خودم رها کن، و خدایی کن.
آفریدگارا، تو برتر از آنی که به وصف آیی و من کمتر از آنم که به حساب آیم. بنواز که نیازمند مغفرتم. ببخشای که مستحق رحمتم. اگر نیامرزی، کجا روم؟ و اگر نپذیری، دست نیاز کجا برم؟

 

منبع: شبکه پیام سیما

سفر

 

سفر ابزار شناخت خود و دیگران است.

سفر ابزار شناخت خود و دیگران است. انسان می تواند میزان تحمل و مقاومت و کاردانى و تجربه خود را در سفر  محک بزند. مسافرت فواید بسیار دارد که کسب تجربه و پخته شدن و آشناییها و ارتباطات جدید از آن جمله است.
 امام صادق(ع) در حدیثى  می فرمایند: مسافرت باید براى یکى از این سه امر باشد: 1 - تهیه توشه آخرت‏ 2 - تأمین معاش و زندگى ‏3 - لذت مباح و تفریح غیر حرام.
  نگاهى به مجموعه روایات اسلامى نکاتى را درباره آداب سفر به ما مى‏آموزد که آموختن آیین همراهى و همسفرى از مهمترین آنهاست. تأکید شده است که پیش از سفر همسفر مناسبى پیدا کنید؛ زیرا مسافرت تنهایى مکروه است. رسول خدا(ص) سه کس مذمت را کرده است: آنکه غذایش را تنها مى‏خورد؛ آنکه در خانه‏اى تنها مى‏خوابد؛ آنکه تنها به مسافرتهاى دور و دراز مى‏رود.
 در متون دینى، مسافرت به شهرهاى مذهبى و زیارتگاهها و دیدن اماکن تاریخى و دیدار با بزرگان و شخصیتهاى علمى و اخلاقى سفارش شده است. زیارت قبور امامان نوعى تجدید عهد و پیمان با صاحبان ولایت است. به فرموده امام رضا(ع)، هر امامى بر گردن دوستان و پیروانش عهد و پیمانى دارد. زیارت قبور ائمه از جمله امور وفاى به این عهد و پیمان است.
برخی از آداب اسلامی مسافر:
1- پیش از  شروع سفر، برای سلامت و رفع و دفع بلاها صدقه دهد.
2- از خانواده و بستگان خداحافظى کند و دیگران او را بدرقه کنند.
3- دو رکعت نماز بخواند و جان و مال خانواده را به خدا بسپرد و بر او توکل کند.
4- این دعا را بخواند: «بسم الله، آمنت‏بالله، توکلت على الله، ماشاءالله، لا حول و لا قوة الا بالله».
5 - مسواک و شانه و لباس و ظرف و مواد غذایى و خوراکهاى مورد نیاز و ره توشه سفر را همراه خود ببرد.
6- در طول سفر، نماز را اول وقت بخواند.
7- در طول مسافرت، با همسفر خود اخلاق خوب داشته باشد و حال او را مراعات کند.
8- با همسفران در انجام دادن کارها - بویژه کارهاى سنگین - همکارى کند و با آنان در تصمیم‏گیری ها مشورت کند.
9- باری بر دوش دیگران نباشد و خرج خود را به گردن دیگران نیندازد.
10- به حرف بزرگترها گوش دهد.
11- هنگام بازگشت از مسافرت، خدا را شکر گوید و بر نعمت ‏سلامت حمد کند.
12- براى اهل خانه، در بازگشت از سفر هدیه و سوغات بیاورد.
‏ امید است هر جا که هستید ایامى خجسته و روز و شبى پربرکت داشته باشید.

 

منبع: شبکه پیام سیما