تسنیم

مطالب قرآنی: مقالات-حدیث-گزارش-درباره قرآن-پند بزرگان-کتابشناسی-علوم قرآنی-حفظ قرآن-شان نزول-پرسش و پاسخ-آیامیدانید-دین و زندگی

تسنیم

مطالب قرآنی: مقالات-حدیث-گزارش-درباره قرآن-پند بزرگان-کتابشناسی-علوم قرآنی-حفظ قرآن-شان نزول-پرسش و پاسخ-آیامیدانید-دین و زندگی

سیمای مومنان در قرآن کریم

 

قرآن

خدای سبحان در اولین آیه از سوره انفال به مؤمنین توصیه می‌فرماید که اگر مؤمن هستید از خدا و پیامبرش اطاعت نمایید و در دو آیه بعد برخی از صفات مؤمن را ذکر می‌فرماید که ذکر این صفات، برای ما می‌تواند راهگشا باشد.

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللهُ وَجِلَت قُلُوبهُمْ وَ إِذَا تُلِیَت عَلَیهِمْ آیاتُهُ زَادَتهُمْ إِیمَاناً وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکلُونَ * مؤمنان کسانى هستند که هر وقت نام خدا برده شود دل‌هایشان ترسان مى‌گردد، و هنگامى که آیات او بر آنها خوانده مى‌شود ایمانشان افزون مى‌گردد و تنها بر پروردگارشان توکل دارند.

الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصلَوةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ * آنها که نماز را بر پا مى‌دارند و از آنچه به آنها روزى داده‌ایم؛ انفاق مى‌کنند.

أُولَئک هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لهَُّمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کرِیمٌ * مؤمنان حقیقى آنها هستند، براى آنان درجات (فوق‌العاده‌اى) نزد پروردگارشان است و براى آنها آمرزش و روزى بى‌نقص و عیب .

این سه آیه خصائص و امتیازات کسانی را که به معنای حقیقی کلمه، مؤمن هستند بیان نموده و اوصاف کریمه و ثواب جزیلشان را برمی‌شمارد تا بدین وسیله جمله‌ای در آیه قبل را که فرموده بود: "فاتقواالله و اصلحوا ذات بینکم" تاکید نماید . و از میان همه صفات ایشان، پنج صفت را انتخاب نموده و در این آیات ذکر کرده است و این پنج صفت، صفاتی هستند که داشتن آن مستلزم داشتن تمامی صفات نیک و ملازم با دارا بودن حقیقت ایمان است که اگر خود انسان در آنها تامل و دقت کند خواهد دید که داشتن آن، نفس را برای تقوا و اصلاح ذات بین و اطاعت خدا و رسول آماده می‌سازد .

تعبیر به اقامه نماز (به جاى خواندن نماز) اشاره به این است که نه تنها خودشان نماز می‌خوانند بلکه کارى می‌کنند که این رابطه محکم با پروردگار همچنان و در همه جا بر پا باشد، و تعبیر "مما رزقناهم"؛ (از آنچه به آنها روزی داده‌ایم) تعبیر وسیعی است که تمام سرمایه‌های مادی و معنوی را در بر می‌گیرد، آنها نه تنها از اموالشان بلکه از علم و دانششان، از هوش و فکرشان، از موقعیت و نفوذشان و از تمام مواهبی که در اختیار دارند در راه بندگان خدا مضایقه نمی‌کنند.

خداوند در این آیات، به پنج مورد از صفات برجسته مؤمنان اشاره کرده که سه مورد آن، جنبه روحانى و معنوى و باطنى دارد و دو مورد آن جنبه علمى و خارجى. سه مورد اول عبارتند از احساس مسئولیت و تکامل ایمان و توکل و دو مورد دیگر عبارتند از ارتباط با خدا و ارتباط و پیوند با خلق خدا .

و آن صفات عبارت است از :

1- ترسیدن و تکان خوردن دل در هنگام ذکر خدا،

2- زیاد شدن ایمان در اثر استماع آیات خدا،

3 - توکل،

4- بپا داشتن نماز ،

5- انفاق از آنچه که خدا روزی فرموده است.

و معلوم است که سه صفت اول از اعمال قلب و دو صفت اخیر از اعمال جوارح است. و در ذکر آن رعایت ترتیب واقعی و طبیعی آن شده است، چون نور ایمان به تدریج در دل تابیده می‌شود و همچنان رو به زیادی می‌گذارد تا به حد تمام رسیده و حقیقتش کامل شود .

مرتبه اول آن که همان تأثر قلب است عبارت است از وجل و تکان خوردن دل در هنگام ذکر خدا، و جمله "انماالمؤمنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم" اشاره به آن است . و این ایمان همچنان رو به انبساط نهاده و شروع به ریشه دواندن در دل می‌کند، و در اثر سیر در آیات الهی بر خدای تعالی و همچنین آیاتی که انسان را به سوی معارف حقه رهبری می‌کند در دل، شاخ و برگ می‌زند، به طوری که هر قدر مؤمن بیشتر در آن آیات سیر و تامل کند ایمانش قوی‌تر و زیادتر می‌گردد، تا آنجا که به مرحله یقین برسد و جمله "و اذا تلیت علیهم ایاته زادتهم" ایمانا اشاره به آن است .

"وجل" همان حالت خوف و ترسى است که به انسان دست مى‌دهد که سرچشمه آن یکى از این دو چیز است، گاهى به خاطر درک مسئولیت‌ها و احتمال عدم قیام به وظائف لازم در برابر خدا مى‌باشد، و گاهى به خاطر درک عظمت مقام و توجه به وجود بى انتها و پر مهابت او است.

اشتباه نشود مفهوم توکل آنچنان که بعضى از تحریف کنندگان پنداشته‌اند، چشم‌پوشى از عالم اسباب و دست، روى دست گذاشتن و به گوشه‌ای نشستن نیست، بلکه مفهومش خودسازی و بلندنظری و عدم وابستگی به این و آن و ژرف‌نگری است، استفاده از عالم اسباب جهان طبیعت و حیات، عین توکل بر خدا است، زیرا هر تاثیرى در این اسباب است به خواست خدا و طبق اراده او است .

گاه مى‌شود انسان به دیدن شخص بزرگى که راستى از هر نظر شایسته عنوان عظمت است مى‌رود. شخص دیدار کننده گاهى آنچنان تحت تاثیر مقام پر عظمت او قرار مى‌گیرد، که احساس یک نوع وحشت در درون قلب خویش مى‌نماید، تا آنجا که به هنگام سخن گفتن لکنت زبان پیدا مى‌کند، و حتى گاهى حرف خود را فراموش مى‌نماید، هر چند آن شخص بزرگ نهایت محبت و علاقه را به او و همه دارد، و کار خلافى نیز از این شخص‍ سر نزده است. این نوع ترس، بازتاب و عکس العمل درک عظمت است. به این ترتیب پیوندى میان آگاهى و خوف، همواره بر قرار است، بنابراین اشتباه است، که ما سرچشمه خوف و خشیت را تنها عدم انجام وظایف و مسئولیت‌ها بدانیم .

وقتی ایمان انسان زیاد گشت و به حدی از کمال رسید که مقام پروردگارش را و موقعیت خود را شناخت، و به واقع مطلب پی برد، و فهمید که تمامی امور به دست خدای سبحان است، و او یگانه پروردگاری است که تمام موجودات به سوی او بازگشت می‌کنند در این موقع بر خود؛ حق و واجب می‌داند که بر او توکل کرده و تابع اراده او شود، و او را در تمامی امور مهم زندگی، وکیل خود گرفته و به آنچه که او در مسیر زندگیش مقدر می‌کند رضا داده و بر طبق شرایع و احکامش عمل کند، و اوامر و نواهیش را به کار بندد، جمله "و علی ربهم یتوکلون" اشاره به همین معنا است. افق فکر آنها آنچنان بلند است که از تکیه کردن بر مخلوقات ضعیف و ناتوان هر قدر هم به ظاهر عظمت داشته باشند، ابا دارد، آنها آب را از سرچشمه مى‌گیرند و هر چه مى‌خواهند و مى‌طلبند، از اقیانوس بیکران عالم هستى، از ذات پاک پروردگار مى‌خواهند، روحشان بزرگ و سطح فکرشان بلند، و تکیه‌گاهشان تنها خدا است .

وقتی ایمان انسان زیاد گشت و به حدی از کمال رسید که مقام پروردگارش را و موقعیت خود را شناخت، و به واقع مطلب پی برد، و فهمید که تمامی امور به دست خدای سبحان است، و او یگانه پروردگاری است که تمام موجودات به سوی او بازگشت می‌کنند در این موقع بر خود؛ حق و واجب می‌داند که بر او توکل کرده و تابع اراده او شود، و او را در تمامی امور مهم زندگی، وکیل خود گرفته و به آنچه که او در مسیر زندگیش مقدر می‌کند رضا داده و بر طبق شرایع و احکامش عمل کند، و اوامر و نواهیش را به کار بندد، جمله "و علی ربهم یتوکلون" اشاره به همین معنا است.

اشتباه نشود مفهوم توکل آنچنان که بعضى از تحریف کنندگان پنداشته‌اند، چشم‌پوشى از عالم اسباب و دست، روى دست گذاشتن و به گوشه‌ای نشستن نیست، بلکه مفهومش خودسازی و بلندنظری و عدم وابستگی به این و آن و ژرف‌نگری است، استفاده از عالم اسباب جهان طبیعت و حیات، عین توکل بر خدا است، زیرا هر تاثیرى در این اسباب است به خواست خدا و طبق اراده او است .

وقتی ایمان به حد کاملش در دل مستقر گردید قهرا انسان به سوی عبودیت معطوف گشته و پروردگار خود را به خلوص و خضوع عبادت می‌کند، و این عبادت همان نماز است. علاوه بر این که به سوی اجتماع نیز معطوف گشته حوائج اجتماع خود را بر آورده می‌کند، و نواقص و کمبودها را جبران می‌نماید، و از آنچه خدا ارزانیش داشته از مال و علم و غیر آن انفاق می‌نماید، آیه "الذین یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون" همین معنا را می‌رساند .

پس از ذکر این سه قسمت، از صفات روحانى و نفسانى مؤمنان راستین مى‌گوید: آنها در پرتو احساس مسئولیت و درک عظمت پروردگار و همچنین ایمان فزاینده و بلندنگرى توکل، از نظر عمل داراى دو پیوند محکمند، پیوند و رابطه نیرومندى با خدا و پیوند و رابطه نیرومندى با بندگان خدا، آنها کسانى هستند که نماز را (که مظهر رابطه با خداست) بر پا مى‌دارند و از آنچه به آنها روزى داده‌ایم در راه بندگان خدا انفاق مى‌کنند. (الذین یقیمون الصلوة و مما رزقناهم ینفقون)

تعبیر به اقامه نماز (به جاى خواندن نماز) اشاره به این است که نه تنها خودشان نماز می‌خوانند بلکه کارى می‌کنند که این رابطه محکم با پروردگار همچنان و در همه جا بر پا باشد، و تعبیر "مما رزقناهم"؛ (از آنچه به آنها روزی داده‌ایم) تعبیر وسیعی است که تمام سرمایه‌های مادی و معنوی را در بر می‌گیرد، آنها نه تنها از اموالشان بلکه از علم و دانششان، از هوش و فکرشان، از موقعیت و نفوذشان و از تمام مواهبی که در اختیار دارند در راه بندگان خدا مضایقه نمی‌کنند.

در آخرین آیه مورد بحث، موقعیت و مقام والا و پاداش‌هاى فراوان اینگونه مؤمنان راستین را بیان می‌کند.

"وجل" همان حالت خوف و ترسى است که به انسان دست مى‌دهد که سرچشمه آن یکى از این دو چیز است، گاهى به خاطر درک مسئولیت‌ها و احتمال عدم قیام به وظائف لازم در برابر خدا مى‌باشد، و گاهى به خاطر درک عظمت مقام و توجه به وجود بى انتها و پر مهابت او است.

"اولئک هم المؤمنون حقا لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریم" این حکمی است که خداوند کرده و فرموده: ایمان حقیقی تنها در دل آن کسانی ثابت و مستقر گشته که دارای پنج صفت بالا باشد، و به همین جهت هم اجر کریم ایشان را مطلق ذکر کرده و توضیح نداده که چیست بلکه فرموده: "لهم درجات عند ربهم." پس صفات کمال و ثواب و اجر عظیمی که اینگونه مردم دارند همان صفات و ثواب و اجری است که مؤمنین حقیقی دارای آنند. و در این آیه که فرمود: "لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریم" کلمه "مغفرت" به معنای گذشت الهی از گناهان است، و "رزق کریم"؛ نعمت‌های بهشتی است که نیکان از آن ارتزاق می‌کنند. و از همین جا معلوم می‌شود که منظور از "درجات" در جمله "لهم درجات عند ربهم" مراتب قرب و منزلت و درجات کرامت معنوی است، و همینطور هم هست، برای این که مغفرت و جنت از آثار مراتب قرب به خدای سبحان و فروع آن است . البته درجاتی که خدای تعالی در این آیه برای مؤمنین نامبرده؛ اثبات می‌کند تمامی آن برای فرد فرد مؤمنین نیست، بلکه مجموع آن برای مجموع مؤمنین است. برای این که درجات مذکور از آثار و لوازم ایمان است، و چون ایمان دارای مراتب مختلفی است، لذا درجات هم که خداوند به ازای آن می‌دهد مختلف می‌باشد، بعضی از مؤمنین کسانی هستند که یکی از آن درجات را دارا می‌شوند، بعضی دیگر دو درجه و بعضی چند درجه – به حسب اختلافی که در مراتب ایمان ایشان است .

به راستی ما مسلمانان که دم از اسلام می‌زنیم و گاهی آنچنان خود را طلبکار از اسلام و قرآن می‌دانیم که از روی نادانی گناه عقب ماندگی‌ها را به گردن اسلام و قرآن می‌افکنیم، آیا اگر ما تنها مضمون این چند آیه را که روشنگر صفات مؤمنین راستین است در زندگى خود پیاده کنیم و ضعف و زبونى و وابستگى به این و آن را در پناه ایمان و توکل از خود دور سازیم و هر روزى که بر ما می‌گذرد، در مرحله تازه‌ای از ایمان و آگاهی گام بگذاریم و همواره در پرتو ایمان احساس مسئولیت در برابر آنچه در اجتماعمان می‌گذرد داشته باشیم رابطه ما با خدا و خلق آنچنان قوی باشد که از همه سرمایه‌هاى وجود خویش در پیشبرد اجتماع انفاق کنیم روزگارمان چنین خواهد بود که امروز است؟!

 

منبع:

برگرفته از تفاسیر المیزان و نمونه

سایت تبیان

مهری هدهدی

 

منبع: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=42181

 

تعبیر خواب با قرآن

 

قرآن

شخصى نزد ابن سیرین آمد و گفت: در خواب دیدم که اذان مى گویم.

ابن سیرین در تعبیر این خواب به وی گفت: که به حج خواهى رفت و اتفاقاً در همان روز مرد دیگرى آمده و گفت: من به خواب دیدم که اذان مى گویم. ابن سیرین، این بار با حالتى متغیّر و ناراحت گفت: اى مرد! تو دزدى مى کنى، برو و به درگاه خداوند از کار خلاف و زشت خود توبه کن.

حاضران متعجب شدند و گفتند: اى استاد! هر دو یک خواب دیده اند، این اختلاف در تعبیر، از کجا پیدا شد؟

ابن سیرین گفت :

آن شخصِ اول که آمد، صورت و سیرت نیکو داشت و چون خوابش را بیان کرد این آیه به خاطرم رسید: (وَ اَذِّنْ فىِ النّاسِ بِالْحَجِّ)(1) [اى ابراهیم مردم را به حج خانه خدا فرا خوان.]

امّا شخص دوم را که دیدم، سیرت و صورت او، به انسانهاى خلافکار و بدطینت شباهت داشت؛ چون خواب خود را بیان داشت، این آیه به ذهنم آمد: (ثُمَّ اَذَّنَ مُؤذِّنٌ اَیَّتُهَا الْعیرُ اِنَّکُمْ لَسارِقُون )(2) [ندا کننده اى ندا کرد که اى کاروانیان به درستى که شما دزد هستید.]

 

لینک مطالب مرتبط:

داستان ازدواجی پرماجرا در قرآن

ایرانی بلند مرتبه در قرآن

حفظ دین در طوفان بی دینی

افسانه غرانیق(آیات شیطانی)

----------------------------------------

پی نوشت ها:

1-حج / 27.

2-یوسف / 7.

 لطائف الطوائف، ص 218

---------------------------------

منبع:

پاک نیا، عبدالکریم، جلوه هایی از نور قرآن در قصه ها، مناظره ها و نکته ها

 

منبع: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=42173

 

دین و زندگی (فهرست)

 

علوم اخلاقی

  • راه نجات (دوری از گناه)
  • راه نجات (حق پدر و مادر)
  • حقوق دیگران (۲)
  • حقوق دیگران (۱)
  • نقش امید در زندگی
  • سفر
  • شکر و سپاسگذاری از والدین
  • علوم اعتقادی

  • صدقه، اما بى‏پول!
  • کوچک سازی سختیها(2)
  • حضور قلب در نماز
  • کوچک سازی سختی ها (۱)
  • فرهنگ سازى دینى
  • طراوت عبادت
  • ایمان چیست؟
  • از ژرفای نماز (5)
  • ایثار
  • از ژرفای نماز (4)
  • پاکیزه کردن روح
  • از ژرفای نماز (3)
  • ملکه ملکوت
  • اهمیت مباحث اعتقادی
  • صفات و حالات مؤمن
  • پله پله تا خدا
  • حقیقت شکر
  • از ژرفای نماز (۱) (تسبیحات اربعه)
  • دست نیاز
  • آثار حضور در مسجد
  • خشم خدا
  • شرایط مرجه تقلید
  • معیارهای اصلی خودشناسی از نظر اسلام

  •  پند (آموزه های دینی)

  • پند
  • برگی از یک نوشته
  • مقابله با سختیها (۱)
  • تمثیلات (زکام)
  • آموزه های دینی
  • تمثیلات (آبیاری عمل با نیت)
  • آموزه دینی
  • تمثیلات
  • امام خمینی (ره) و امام زمان (عج)
  • پندنامه
  • تفسیر تسبیحات اربعه
  • تاریخچه شیعه

     

     

    فرقی می‌کند کی و کجا دعا کنیم؟!

    خدا را در وجود خود بیابیم

    امنیت زمینیان

    خداوند از تو نخواهد پرسید ...

     التماس دعا

  •  

    راه نجات (دوری از گناه)

     

    هر عملى که انسان را از تکمیل و شکوفایى خود باز دارد و مانع سیر و پویایى انسانى و حرکت او به سوى خداوند شود «گناه» است.

     دورى از گناه
    هر عملى که انسان را از تکمیل و شکوفایى خود باز دارد و مانع سیر و پویایى انسانى و حرکت او به سوى خداوند شود «گناه» است. خداوند در هدایت حکیمانه خود تمامى این اعمال گناه آلود را براى ما روشن ‏ساخته است . تکالیف الهى - یعنى انجام دادن واجبات و ترک محرمات- غایتى جز تعالى معنوى انسان ندارد.
    تأثیر گناه در آلوده کردن روح انسان مانند آلودگى ظاهرى بدن نیست. گناهان شخصیت و حقیقت وجود انسان را واژگونه و چهره انسانى او را به چهره‏اى حیوانى تبدیل مى‏کند . گناه تأثیرى واقعى ‏در شخصیت حقیقى انسان مى‏گذارد که با مرگ از بین نمى رود و با او به سرای دیگر منتقل می شود.
    از ویژگیهاى حیات آخرت ظاهرشدن انسان با شخصیت حقیقى خود است که در دنیا با روش و منش و با خصلتهای ‏روحى زشت و زیبا براى خود ایجاد کرده است. در حیات آخرت، از چهره انسان‏نماى دنیایى خبرى نیست. در آنجا، هر انسان با شخصیت حقیقى ظاهر می شود. این شخصیت نشان دهنده عمل و رفتار او در دنیاست .
    تجسم اعمال از واقعیتهایی است که وحى آسمانى براى ما بازگو کرده است. انسان در قیامت با ظاهر شدن ماهیت حقیقى عمل زشتش دچار عذاب و درد و رنج دایمى ‏مى‏شود؛ و با آشکار شدن ماهیت واقعى عمل ‏خوبش، در لذت و سرور و شادى فرو می رود. در عمل انسان در دنیا، نشانى از واقعیت خوب و بد نیست؛ برای مثال، نمى‏توان از ظاهر سخنی راستى و ناراستى آن را باز شناخت.
    نکته دیگر اینکه تأثیر گناه در ماهیت و شخصیت انسان تنها با مغفرت خداوند پاک می شود و هیچ عامل دیگرى جز مغفرت الهى نمى‏تواند این‏تأثیر را بزداید.
    گناهان به 3 دسته تقسیم می شود:
     1- گناهانى که از شخصیت طغیانگر و حق ستیز کافران بر مى‏خیزد. «کافر» - به معناى پوشاننده حقیقت - به کسى گفته مى شود که در برابر حقیقتهاى بزرگ و روشنى که پیامبران الهى آورده اند به مخالفت بر مى‏خیزد. مخالفت با پیامبران و ایستادگى در برابر منطق و فکر و سخن پیامبران، که اندیشه و اخلاق و رفتارشان تجسم ‏روشن و آشکار حقیقت و راستى و انسانیت است، گناهى کافرانه است. خداوند و نظام هستى هیچ گاه ایستادگى در برابر حق را بر نمى‏تابد و تحمل نمی کند. استکبار - که در منطق قرآن زشت‏ترین پدیده معرفى شده - به معناى منش و رفتار خودخواهانه انسانهایى‏ است که در برابر حقیقت و راستى و درستى تسلیم نمی شوند و در برابر آنها به دشمنى و سرکشى بر مى خیزند.
     «اسلام» به معناى تسلیم بودن در برابر حقیقت است. خداوند که حقیقت برتر هستى است شایسته‏ترین حقیقتى است که باید در برابر او تسلیم بود . هر موجودى هم که صفات الهى در او بیشتر جلوه گر باشد از حقیقت بیشترى برخوردار است و شایستگى بیشترى دارد که از او پیروى شود.
    2- گناهانى که از سر جهالت و نادانى انجام مى‏شود. این گروه از انسانها از روى جهالت و ناآگاهى به حقیقت با حقیقت متعالى که پیامبران آورده اند مخالفت می کنند. اینان براى نجات امکان ‏بیشترى دارند. قرآن کریم در توصیفشان ‏مى‏فرماید: «اینان کسانى اند که از عقل‏ خویش بهره درست نمى‏گیرند». آنان زندگى دنیا را تنها در همین حیات ظاهرى خلاصه مى‏کنند که چشمانشان مى‏بیند و غرایزى که در وجود مادى خود حس مى کنند و در پى ادراک حقیقت بزرگتر هستى - که در وراى این ظاهر قرار دارد – بر نمى آیند. تداوم این نادانى بزرگ آنان را به تباهى مى‏کشد و مانع دستیابى آنها به شخصیت متعالى انسانى می شود و آنان را در برابر مسیر هدایت الهى قرار مى‏دهد.
    3- گناهانى که از روى غفلت اتفاق ‏مى‏افتد. مرتکبان این گناهان کسانى اند که اندیشه خود را به روى فهم و درک‏ حقیقت گشوده‏اند. این گروه بندگى در برابر خداوند بزرگ را قبول دارند و سوداى زندگى جاودان و حیات حقیقى ‏در سر دارند، ولى نفس اماره و وسوسه های شیطانى آنان را به گناه مى‏آلاید. قرآن این گروه را چنین توصیف مى‏کند: «اینان پس از آنکه با وسوسه ‏نفس شیطانى به گناهى دست مى‏زنند، به یاد خدا مى‏افتند و از اینکه از فرمان او سر تافته‏اند پشیمان مى‏شوند و توبه مى‏کنند». توبه راه بازگشت آنان را هموار مى‏کند و مورد مغفرت خداوندشان قرار مى‏دهد و توجه به خدا اثر زیانبار گناه را از آنان مى‏زداید.

     

    منبع: شبکه پیام سیما

    راه نجات (حق پدر و مادر)

     

    حق پدر و مادر
    امام سجاد(ع) در این باره می فرمایند: ... اما حق مادر بر تو این است که بدانی تو را حمل کرد، آن گونه  حملی که هیچ کس دیگری را حمل نکند. از ثمره قلبش چیزی به تو داد که احدی به دیگری نداد . تو را با همه اعضا و جوارح خود در برگرفت. باکی از این نداشت که گرسنه باشد، در حالی که تو را سیر می کند؛ تشنه باشد آن هنگام که تو را سیراب می کند؛ برهنه باشد آنگاه که تو را می پوشاند؛ خود در آفتاب باشد تا تو  در سایه باشی؛ خواب را برای تو ترک کند. تو را از گرما و سرما محافظت کند. تو تنها با کمک و یاری خدا می توانی در برابر این همه خدمت شکرگزار او باشی.
    ...اما حق پدرت بر تو این است که بدانی که او اصل توست . اگر او نبود، تو هم نبودی. پس هرگاه در خود چیزی دیدی که سبب اعجاب تو شد، بدان که اصل این نعمت از پدر تو به تو رسیده است؛ پس خدا را حمد کن و شکرگزار پدرت باش.

     

    منبع: شبکه پیام سیما

    حقوق دیگران (۲)

     

    بى‏اجازه و سرزده وارد خانه برادر مؤمن نشود.

    حقوق دیگران شناخت و مراعات حقوق دیگران
    6- بى‏اجازه و سرزده وارد خانه برادر مؤمن نشود. اگر مى‏خواهد داخل خانه یا اتاق یا محل کار او شود، پیشتر اجازه بگیرد .
    7- سعی کند که با چهره‏اى گشاده و خندان و کدورت‏زدا و زدودن غم و اندوه از دل برادر ایمانى و سرور و شادمانى با افراد روبرو شود. این کار نزد خداوند پاداشى عظیم دارد.
    8- وفاى به عهد و عمل کردن به وعده و پرهیز از خلف وعده از دیگر حقوقی است که در روایات آمده است و مسلمان باید به آن عمل کند. به تعبیر امام سجاد(ع)، آن کس‏که وعده مى‏دهد و عمل نمى‏کند منافق است. رسول خدا(ص) نیز می فرماید: هر کس که به خدا و روز قیامت ایمان دارد هر گاه که وعده مى‏دهد به آن وفا می کند.
    9- با دیگران آن گونه رفتار و معاشرت کند  که دوست دارد با او رفتار کنند (انصاف در برخورد با مسلمانان).
    10- به بزرگترها احترام بگذارد و با کوچکترها با محبت و مهربانی رفتار کند.
    11- میان افراد را اصلاح کند و آنها را آشتى دهد. این وصیت پیامبر اسلام (ص) در همه دورانها و توصیه حضرت على (ع) در بستر شهادت و سفارش دیگر ائمه معصومین (علیهم السلام) است. رسول خدا این خصلت را «افضل الصدقة» دانسته است .
    12- برای حفظ آبرو، عیوب مسلمانان را بپوشاند. به تعبیر رسول خدا (ص)، هر کس عیب‏پوش مسلمانى باشد خداوند هم عیب‏ او را در دنیا و آخرت مى‏پوشاند.
    13- از حضور در جاهایى که سوءظن مسلمانان را بر مى‏انگیزد خودداری کند. پرهیز از مواضع تهمت تکلیف است . مؤمنان وظیفه دارند که از حضورهاى شائبه‏دار و سوءظن‏آور و مسئله‏ساز بپرهیزند تا موجب به گناه افتادن دیگران نشوند.
    14- برای رفع نیاز و برطرف‏کردن مشکلات مؤمنان، تلاش کند. در برخی از روایات، ثواب این عمل بیش از نماز و روزه و حج است. استفاده از مال و قدرت و آبرو براى یارى ‏مسلمان و برطرف کردن رنج و مشکل و گرفتارى او از ‏‏تکالیف بسیار عظیم در برابر برادران دینى است.
    15- در غیاب مسلمان آبروى او را حفظ کند. اگر کسى به‏ مسلمانی تهمتى زد، دفاع از او واجب است. به مقتضاى روایات، اگر بتواند دفاع و تهمت را دفع کند، ولى کوتاهى و سستى کند، در گناه تهمت‏زنندگان شریک است. کسى نزد پیامبر اکرم(ص) از مسلمانى بدگویى کرد و به آبروى او متعرض شد. رسول خدا آن سخن‏ را رد کرد و از او دفاع کرد، سپس فرمود: هر کس که از آبرو و حیثیت‏ برادر دینیش دفاع کند، این دفاع در قیامت‏ برای او حجابى مى‏شود و او را حفظ مى‏کند.
    16- سلام و مصافحه و معانقه کند. در روایات بیشمارى است که‏ مسلمان وقتى به مسلمان دیگر مى‏رسد، سلام و دست دهد و معانقه کند.
    17- عیادت، دیدار، تشییع جنازه، زیارت قبور، تسلیت و تعزیت‏به خانواده، دعا پس از فوت، ... اینها از جمله حقوقى است که بر عهده‏ مسلمان است.
    حقوقى که یاد شد تنها برخى از حقوق مسلمانى‏ است که برای هر کدام احادیث فراوانى در منابع ما نقل شده است و ما تنها به گوشه ای از آن اشاره کردیم.

     

    منبع: شبکه پیام سیما