تسنیم

مطالب قرآنی: مقالات-حدیث-گزارش-درباره قرآن-پند بزرگان-کتابشناسی-علوم قرآنی-حفظ قرآن-شان نزول-پرسش و پاسخ-آیامیدانید-دین و زندگی

تسنیم

مطالب قرآنی: مقالات-حدیث-گزارش-درباره قرآن-پند بزرگان-کتابشناسی-علوم قرآنی-حفظ قرآن-شان نزول-پرسش و پاسخ-آیامیدانید-دین و زندگی

حقوق دیگران (۱)

 

شناخت وظیفه پایه انجام دادن وظیفه است.

حقوق دیگران شناخت و مراعات حقوق دیگران
شناخت وظیفه پایه انجام دادن وظیفه است. انسانها در جامعه نسبت به یکدیگر وظایف متقابل‏ دارند. شناخت این حقوق و انجام دادن آنها و مراعات دو جانبه آن ضامن ‏تصحیح روابط و سالم‏سازى معاشرتها و زدودن کدورتها و کاهش‏اختلافها و گله‏مندی هاست.
در جامعه انسانى، جز با مراعات حقوق‏ دیگران ، وضع‏ رفتارى سامان نمى‏پذیرد. برای مثال، پدر و مادر نسبت‏ به فرزندان و بر‏عکس؛ و زن در برابر شوهر؛ و شوهر در برابر زن؛ و فرمانده و سرباز نسبت‏ به هم؛ و دو شریک با یکدیگر؛ و کارفرما و کارگر؛ و معلم وشاگرد؛ و همسایه با همسایه؛  مشاور و مشورت‏خواه؛ خویشاوندان و ارحام؛ و برادران و خواهران دینى و مسلمان با مسلمان؛ و ... همه و همه نسبت ‏به هم وظایفی دارند. اینها نمونه‏هایى از ارتباطهاى اجتماعى است که هر کدام نسبت‏ به هم محدوده و مجموعه‏اى از تکالیف دارند که در اسلام به آن توصیه شده است. بسیارى از مشکلات، یا پیش نخواهد آمد، یا برطرف می شود؛ اگر این وظایف و تکالیف و حقوق:
1- «شناخته‏» شود.
2- به آنها «عمل‏» شود.
3- عمل دوسویه و متقابل‏ باشد.
حقوق مسلمانى:
«رسالةالحقوق‏» از امام زین‏العابدین(ع) جامعتر‏ین حدیثى است که به بیان حقوق و وظایف متقابل ‏پرداخته است. حق برادر دینى و حق همسایه و حق خویشاوند و حق فرزند و فرزندان و پدر و مادر و حق زن و شوهر و حق شاگرد و استاد و حق مولا و بنده و حق‏ همنشین و دوست و شریک و حق والى و رعیت ... از جمله حقوقى است که در این حدیث ارزشمند بیان شده است.
مسلمان متعهد در جامعه اسلامى خود را نسبت‏ به برادران دینى ‏مسئول احساس مى‏کند و تکالیفى بر عهده می گیرد. هر مسلمانى‏ باید این حق را بر گردن خویش احساس و مراعات کند تا اثر خویش را بگذارد. این حقوق بسیار است؛ در اینجا  به برخى از آنها که در احادیث اسلامى آمده ‏است، اشاره مى کنیم:
1- مسلمان باید آنچه را براى خود دوست دارد براى برادر دینى‏خودش هم بپسندد؛ و آنچه را که براى خود نمى‏پسندد براى دیگران‏ هم نپسندد و روا نشمارد. این اولین و مهمترین حقى است که هر مسلمان بر گردن دیگری دارد
2- مسلمان نباید مسلمان دیگر را با دست و زبان برنجاند. این مهمترین اصل اخلاقى و معاشرتى اسلام و نشانه ‏مسلمانى است. رسول خدا (ص) می فرمایند: مسلمان کسى است که مسلم
3- مسلمان باید در برابر مسلمان متواضع باشد و تکبر نکند.
4- بسادگی حرف دیگران را درباره مؤمن و مسلمان نشنود و نپذیرد و به ‏سخن ‏چینی ها گوش ندهد و در پى خطاها و عیوب نباشد . اگر هم نقطه‏ضعفى از کسى شنید یا فهمید، آن را فاش نسازد و آبرویش را نبرد. از نظر مسلمانى و دینى، کسى که در پی عیوب مسلمانان باشد گرفتار سقوط است و از ولایت ‏خدا بیرون است و در ولایت ‏شیطان قرار دارد. پیامبر اسلام (ص) می فرمایند: اى کسانى که به زبان مسلمان شده‏اید، ولى دلهایتان مسلمان نشده ‏است، در پی عیبها و لغزشهاى مسلمانان نباشید؛ زیرا هر کس در پى‏شمارش و یافتن عیبهاى مسلمانان باشد خدا هم پى‏جوى عیب او خواهد شد؛ و هر که خدا در پى عیوبش افتد رسوا می شود.
5- مسلمان باید از قطع رابطه و قهر کردن خودداری کند. اگر هم قطع‏ ارتباط پیش آمد، آن را بیش از سه روز طول ندهد؛ و فضیلت از آن کسى‏ است که زودتر آشتى کند و در صلح کردن پیشگام و پیشقدم شود. هر اندازه که این جدایى بیشتر شود شیطان خوشحالتر‏ مى‏شود.

 

 

منبع: شبکه پیام سیما

نقش امید در زندگی

 

یکى از ساز و کارهاى حیات و زندگى امیدوارى است.

یکى از ساز و کارهاى حیات و زندگى امیدوارى است. از نظر جهان‎بینى توحیدى، امید تحفه الهى است که چرخ زندگى را به گردش در مى‎آورد و موتور تلاش و انگیزه را پرشتاب مى کند. اگر روزى امید از انسان گرفته شود، دوران خمودگى و ایستایى او فرا مى‏رسد. امیدوار بودن هنرى است که باید همگان آن را فرا گیرند.

حقیقت امیدوارى:
امیدوارى حالتى نفسانى است که در آن انسان به امورى که انتظارش را دارد دلبستگى پیدا می کند. امید در انتظار چیزى بودن است؛ در حالى که بیشتر وسایل و اسباب آن فراهم شده باشد. در فرهنگ فارسى، به طور معمول امید و آرزو در کنار یکدیگر به کار مى رود. در زبان عربى، به صورت جداگانه با عنوانهاى «رجا» و «اَمَل» استفاده می شود.
در هر امیدوارى، آرزو وجود دارد؛ ولى هر آرزویى امیدوارى نیست. شاید بتوان امید را در زندگى به سکان کشتى تشبیه کرد؛ همان طورى که کشتى بدون سکاندار در دریاى خروشان و پرتلاطم سرگردان خواهد بود، انسان ناامید نیز در این دنیاى پرهیاهو حیران خواهد ماند. برخی از افراد به علت شکستهایی که در گذشته خورده‎اند امیدشان را از دست می دهند، به طورى که زندگى منهاى امید را  تحمل نمی کنند و - در نهایت - مرگ  را که بدترین گزینه است انتخاب می کنند. آن عده هم که زنده اند در واقع مرده متحرکى بیش نیستند.

امیدوارى، نه خیالپردازى:
انسان باید به اندازه اى براى خود امیدسازى کند که به مرز خیالپردازى نرسد. باید مرز بین امیدوارى و خوش خیالى را بخوبى دانست تا یکى از آنها در جاى دیگرى قرار نگیرد. امیدوارى مقوله اى است که با فعالیت و تلاش همراه است و از سه جزء «شناختى» و «عاطفى» و «حرکتى» تشکیل مى شود. باغبانى را در نظر بگیرید که در ذهن خود ثمرها و نتایج کارش را - که باغستانی سرسبز و آباد است - تصور مى کند و آن را مطلوب مى بیند. از این رو، نوعى دلدادگى در او پدید مى آید و آرزوى داشتن چنین باغى را مى کند و  سپس به منظور تحقق آن به فعالیت مى پردازد.
این مسئله در زمینه‎های معنوى نیز صادق است. رسول اکرم (ص) مى فرماید: نادان کسى است که از هواى نفسانى خود پیروى کند و در عین حال از خداوند انتظار بهشت داشته باشد.
بارها شنیده ایم که «در ناامیدى، بسى امید است»؛ ولى نباید با این بهانه دست از کار و تلاش کشید و به یاری دیگران چشم دوخت. میوه شیرین و گواراى درخت امید آن گاه به بار مى نشیند که با تلاش و فعالیت آبیارى شده باشد. امام على(ع) مى فرماید: از کسانى مباش که بدون عمل به آخرت امیدوار است.
 بنابر این، اگر انسان انتظار و امید چیزى را دارد، باید خود را براى استقبال از آن آماده کند. کسى که ادعا مى کند انتظار چیزى دارد و اثرى در عمل او نمایان نیست در واقع به ادعاى دروغینى دست زده است.

اهمیت امید و آرزو در اسلام:
در اسلام، امید و آرزو جایگاه رفیعى دارد؛ تا جایى که در روایات معصومان (علیهم السلام) از امید به عنوان «رحمت الهى» یاد شده است. پیامبر (ص) مى فرماید: امید و آرزو براى امت من رحمت است؛ و اگر امید و آرزو نبود، هیچ مادرى فرزندش را شیر نمى داد و هیچ باغبانى نهالى نمى کاشت. مادر نماد عاطفه و مهربانى است. امید است که مادری را به مهربانى وا مى دارد و باران عطوفت وى را سرازیر مى کند. اگر روزى امید را از وى بگیرند، حتى حاضر نخواهد شد که نوزاد دلبندش را شیر بدهد.
در حدیثى از حضرت مسیح (ع)، مى خوانیم که در جایى نشسته بود و پیرمردى را مشاهده کرد که با کمک بیل و کلنگ به شکافتن زمین مشغول است. حضرت مسیح (ع) به پیشگاه خدا گفت: خدایا، امید و آرزو را از او بگیر.
 ناگهان پیرمرد بیل را به کنارى انداخت و روى زمین دراز کشید و خوابید. کمى بعد، حضرت مسیح (ع) گفت: بارالها، امید و آرزو را به او برگردان.
 ... و مشاهده کرد که پیرمرد برخاست و دوباره مشغول فعالیت و کار شد. حضرت مسیح (ع) از او سؤال کرد که من دو حال مختلف از تو دیدم: یک بار بیل را به کنار افکندى و روى زمین خوابیدى؛ و در مرحله دوم برخاستى و مشغول به کار شدى!
 پیرمرد در جواب گفت: بار اول، فکر کردم که پیر و ناتوان شده ام؛ چرا این همه به خود زحمت دهم و تلاش کنم؟ بیل را به کنار انداختم و بر زمین خوابیدم، ولى چیزى نگذشت که این فکر به خاطرم خطور کرد که از کجا معلوم سالهای زیادى زنده نمانم؟ انسان تا زنده است، باید براى خود و خانواده اش تلاش کند؛ از این رو، برخاستم و بیل را گرفتم و مشغول کار شدم.

اقسام امید و آرزو:
به طور کلى، امید و آرزو به دو قسمت «کاذب» و «صادق» تقسیم می شود. «استاد مطهرى» مى گوید: بیشتر افرادى که از لحاظ روح و روان سالم و با نشاط اند و انحرافى پیدا نکرده اند کمتر به تخیل و به هم بافتن آرزوهاى دور و دراز و نامعقول مى پردازند. همیشه عملى فکر مى کنند و عملى آرزو مى کنند؛ یعنى آرزوهاى آنها در جهت همان مدارى است که در زندگى دارند. روى بال و پر خیال نمى نشینند و آرزوى امور ناشدنى را نمى کنند؛ ولى افراد ضعیف - که مبتلا به بیمارى روانى اند و نشاط عمل ندارند و در وجودشان همت و اراده اى وجود ندارد - بیشتر بر مرکب سریع السیر خیال سوار مى شوند و با خیالات خود را سرگرم مى کنند. پس باید دایره امیدها و آرزوهایمان را محدود کنیم و بدانیم هر چیزى شایسته امید داشتن نیست. بازیابى و تشخیص امیدهاى واهى و کاذب از امیدهاى واقعى و صادق و امیدهاى پست و بى ارزش از امیدهاى ارزشمند و متعالى و تجدید نظر در امیدها امرى ضرورى و اجتناب ناپذیر است.

آفات امید و آرزو:
ناآگاهى و بی‏اطلاعی از واقعیات و  غفلت از وظیفه اصلى و بلندپروازى و فاصله گرفتن از مبانى دینى و عوامل اجتماعى و فرهنگى حاکم بر جامعه از آفات عمده و مهم امید و آرزوست.

آرزوهاى آفت‏زده:
1. آرزوى واهى:
در این مورد، امیدواریم؛ اما امیدهاى خیالى داریم. گاهى امیدهای کاذب و واهى و غیر واقعى - که بیشتر به توهم شباهت دارد - به سراغمان می آید. امام على(ع) آرزوهاى کاذب را به سراب و آبنمایى تشبیه کرده اند که تشنه کامان را به دنبال خود مى کشاند؛ ولى هر لحظه آنها را تشنه تر مى کند. در آموزه هاى دینى، از آرزوهاى دراز به سبب آثار و پیامدهاى شوم آن به آرزوهاى غیر منطقى تعبیر کرده اند و نکوهش شده است. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: از آرزوهاى دراز بپرهیزید که زیبایى نعمتهاى الهى را از نظر شما مى برد و آنها را نزد شما کوچک مى کند و به کمى شکر فرا مى خواند.

2. آرزوى تعدیل نشده:
یکى از آفات امید و آرزو خروج از مدار اعتدال است. اگر امید و آرزو از حد اعتدال خارج شود و رنگ افراطى به خود بگیرد، مفاسد جبران ناپذیرى در پی خواهد داشت. امام على (ع) مى فرماید: از تکیه کردن بر آرزوها بپرهیزید که همانا سرمایه احمقان و مانع خیر آخرت و دنیاست.
 اگر آرزو در بعضى از آیات و روایات مذمت شده است، همین آرزوهاى دور و دراز است که پشتوانه عقلانى ندارد. امیرالمؤمنین (ع) مى فرماید: برترین بی نیازى ترک آرزوهاست.
در روایتى دیگر، آثار زیانبار آرزوهاى واهى را این گونه ترسیم فرموده اند: آرزوهاى دراز عقل انسان را مى برد؛ وعده آخرت را دروغ مى شمرد؛ انسان را به غفلت وا مى دارد؛ و سرانجام آن حسرت و ندامت است.
                   «آرزو بد نیست، طغیانش بد است»
هرگز نباید به بهانه امیدوارانه زیستن کارها را به آینده موکول کرد و اکنون را رها کرد؛ یعنى نباید «حال ممکن» را فداى آینده نیامده کرد. نگاه امیدوارانه با تلاش و فعالیت توأم است؛ در حالى که کارها را به آینده واگذار کردن رخوت و سستى در پی دارد. توجه به گذشته و آینده برای فرار از دشواریهاى زمان حال بیمارى یا مقدمه بیمارى روانى است. پیامبر (ص) خطاب به «ابوذر» مى فرماید: اى اباذر، از آن بپرهیز که خیالات و آرزوها سبب شود تا کار امروز به فردا بیفکنى؛ زیرا تو متعلق به امروز و مال امروزى، نه روزهاى نیامده. در آنجا که مى خواهى کار مفید و لازم و خداپسندى انجام دهى، تأخیر روا مدار. اى اباذر، به عمرت بیش از مالت بخل بورز.

آرزوى برتر:
اگر امید و آرزو از محدوده تنگ دنیاى مادى خارج شود و به آرمانى باقى و ثابت و همیشگى تبدیل  شود، به آرزوى برتر نزدیک شده ایم. امام على (ع) مى فرماید: هر کس که آرزو و آرمانش خداوند باشد نهایت آرزو و امید را دریافته است.
قرآن مجید آرزویى را که به ارزشهای والاى انسانى توجه داشته باشد و رنگ الهى به خود بگیرد برترین آرزوها و امیدها می داند. آنجا که مى فرماید: مال و فرزندان زینت حیات دنیاست و ارزشهای پایدار و شایسته نزد پروردگارت ثوابش بهتر و امیدبخش تر است. (کهف 46)
از روایات چنین استفاده مى شود که خداوند به مقدار این آرزوها و امیدها به افراد باایمان اجر و پاداش مى دهد. امام صادق(ع) مى فرماید: گاهى بنده مؤمن تهى دست مى گوید: خدایا، به من روزى عطا کن تا فلان کار خیر و نیک را به جا آورم.
 اگر خداوند در انسان باایمان صدق نیت ببیند، اجر و پاداشى برابر با اجر و پاداش کارهاى خیر انجام شده براى او می نویسد.

 

منبع: شبکه پیام سیما

چرا بعضی‌ها! خیلی کم حرف می‌زنند؟!

 

امام علی علیه السلام
إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْکَلَامُ .
هر گاه عقل کامل گردد ، سخن اندک شود .

نهج البلاغه – حکمت 71

آیا می‌دانید چند نوع دوست و چند مدل دشمن دارید؟!

 

امام علی علیه السلام
أَصْدِقَاؤُکَ ثَلَاثَةٌ وَ أَعْدَاؤُکَ ثَلَاثَةٌ فَأَصْدِقَاؤُکَ صَدِیقُکَ وَ صَدِیقُ صَدِیقِکَ وَ عَدُوُّ عَدُوِّکَ وَ أَعْدَاؤُکَ عَدُوُّکَ وَ عَدُوُّ صَدِیقِکَ وَ صَدِیقُ عَدُوِّکَ .
دوستان تو سه گروهند، و دشمنان تو نیز سه دسته اند؛ اما دوستانت : دوست تو و دوستِ دوست تو ، و دشمنِ دشمن تو است، و اما دشمنانت : دشمن تو ، و دشمن دوست تو ، و دوست دشمن تو است.

نهج البلاغه – حکمت 294

آیا می‌خواهید همه عمرتان را با رضایت به سر برید؟!

 

أَغْضِ عَلَى الْقَذَى وَ الْأَلَمِ تَرْضَ أَبَداً .
چشم را از سختی‌ها و رنج ها فروبند تا همواره خشنود باشی.

نهج البلاغه - حکمت 213

آیا می‌توانید در سه جمله‌ی دو کلمه‌ای ایمان را تعریف کنید؟

 

امام علی علیه السلام
وَ سُئِلَ عَنِ الْإِیمَانِ،
فَقَالَ: الْإِیمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ .
در مورد ایمان از ایشان پرسیدند،
در جواب فرمودند: ایمان، شناختن با قلب، اقرار با زبان، و عمل با اعضاء و جوارح است.

نهج البلاغه – حکمت 227