X
تبلیغات
رایتل

پندنامه

1386/03/23 ساعت 12:04

 

گویند صاحب دلی برای اقامه نماز به مسجدی رفت.

گویند صاحب دلی برای اقامه نماز به مسجدی رفت. نمازگزاران او را شناختند؛ پس از او خواستند که بعد از نماز بر منبر رود و پند گوید. نماز جماعت تمام شد. چشمها همه به سوی او بود. مرد صاحبدل برخاست و بر پله نخست منبر نشست. بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آنگاه خطاب به جماعت گفت: مردم، هر کس از شما که می‏داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد برخیزد.

کسی برنخاست؛ پس او دوباره گفت: حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است برخیزد.
 باز کسی برنخاست؛ و مرد دوباره گفت: شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما برای رفتن نیز آماده نیستید.

 

منبع: شبکه پیام سیما

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد