X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

صفات و حالات مؤمن

1386/03/21 ساعت 14:00

 

به طور معمول درباره انسان کاربرد کلمه «صفت»، ناظر به امور درونى است.

به طور معمول درباره انسان کاربرد کلمه «صفت»، ناظر به امور درونى است. صفات مؤمن به دو بخش معنوى (الهى) و انسانى تقسیم مى ‏شود. صفاتى مانند: توکل و رضا و تسلیم از قسم اول است؛ و حالاتى مانند: سخاوت و عفو و بخشش و وفاى به عهد و ... از قسم دوم است.
اعمال خارجى انسان را صفات نمى‏ گویند؛ البته، صفات وقتى به ظهور رسید, به اعضا و جوارح نیز سرایت مى ‏کند.

مؤمن صفات بسیاری دارد. ما در اینجا، فقط به مهمترین این صفات اشاره مى ‏کنیم. آن گاه  که صفات انسانى از صفات معنوى و الهى ناشى شود، پشتوانه منطقى محکمى می یابد.
صفات انسانى بدون اعتقاد به‏ جنبه‏ هاى معنوى، توجیه ناپذیر و بى پشتوانه است. در این مبحث, از اعمالى سخن مى‏ رود که از درون نشأت مى ‏گیرد.

صفات مؤمنان در روایات:
هنگام مطالعه روایات، دو دسته روایت می‎بینیم: در یک دسته، کلیات صفات بیان شده است و در دسته دیگر به طور جزیى اعمال مؤمنان شمارش شده است.

1.صفات کلى:
 امام باقر (ع) از قول رسول الله (ص) نقل فرموده ‏اند: مى‏ خواهید شما را از مؤمن خبر دهم؟ مؤمن کسى است که مؤمنان, وى را بر اموال و امور خود امین مى ‏دانند. مسلمان آن کسى است که مسلمانان از دست و زبان او در سلامت باشند.
در روایت دیگرى از امام هشتم (ع) آمده است: مؤمن کسى است که از کار خویش مسرور و از کار بدش پشیمان شود. این تعریفها درباره عمل مؤمن است.

2.صفات جزئى:
در روایات دیگر, صفات از حالت کلى در می‎آید و به نحو جزیى بیان می‎شود. چنانچه پیامبر اکرم (ص) درباره صفات مؤمن مى ‏فرمایند: مؤمن 20 خصلت دارد؛ اگر این خصال در او نباشد, ایمانش به کمال نرسیده است:
- در وقت نماز به نماز حاضر مى‏ شود.
- حقوق مالى شرعى را سریع می پردازد.
-  به مسکین‎ها و فقیران طعام می‎دهد.
- دست محبت بر سر یتیمان مى ‏کشد.
- لباسش کهنه، اما تمیز است. کنایه از این که آنچه شرع تعیین فرموده است، مى ‏پوشد.
- آنچه به او مى ‏گویند سریع تکذیب نمى ‏کند؛ یعنی آنچه می‎شنود, ساده ‏لوحانه باور نمى ‏کند؛ چه بسا آنچه به او مى‏ گویند, دروغ باشد. همچنین,فوری تکذیب نمى ‏کند.
- اگر وعده کند, تخلف نمى ‏کند.
- در امانت خیانت نمى ‏کند.
- با راستى و صداقت سخن می گوید.
- روزها روزه ‏دارد و شبها عبادت می کند.
- همسایگان را نمى‏ آزارد.
- متکبر نیست.
-در تشییع جنازه مؤمنان شرکت مى ‏کند.

در روایت دیگری، ابو حمزه ثمالى از امام سجاد (ع) نقل مى ‏کند:
مؤمن علمش با حلمش در هم آمیخته است.
علم در او تکبر و خودخواهى پدید نمى ‏آورد.
مى ‏نشیند تا بیاموزد.
در مجلسى که بهره علمى ندارد, شرکت نمى ‏کند.
سکوت مى ‏کند تا سالم بماند.
از آفت سخن گفتن, دوری مى ‏کند.
براى طلب فهم صحبت مى ‏کند.
آنچه از دوستانش به رسم امانت مى ‏داند, به دیگران نمى‏ گوید.
حق را کتمان نمى‏ کند، اگر چه به نفع دشمنش باشد.
هرگز چیزى را که در آن شائبه ریاست، انجام نمى ‏دهد. به سبب خجالت و حیا کار درست را ترک نمى کند.
به آنچه درباره ‏اش مى ‏گویند, بیم دارد.
از بدیهایی که فقط خود می داند, استغفار مى‏ کند.
از تعریفهای جاهلانه و متملقانه, مغرور نمى ‏شود.
درامدش پاکیزه و خلقش نیکو و باطنش سالم است.
آنچه بیش از نیازش باشد, انفاق مى‏ کند.
از گفتار اضافى در کلام خوددارى مى ‏کند.
· مردمان از شرش در امانند.

منبع: شبکه پیام سیما

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد