X
تبلیغات
نماشا
رایتل

نامه‌ای از ناحیه امام زمان (عج) به عثمان بن سعید

1386/02/20 ساعت 18:44

شیخ صدوق در «کمال الدین» مى‏نویسد: این توقیع به افتخار عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان از ناحیه مقدسه صادر شده است. این توقیع را سعدبن عبدالله اشعرى روایت کرده است. شیخ ابوعبدالله جعفر - رضى الله عنه - مى‏گوید: من آن را به خط سعدبن عبدالله اشعرى - رضى الله عنه - دیده‏ام و توقیع این است که:

«خداوند شما دو نفر را در راه بندگى خود موفق و بر دین مقدسش ثابت بدارد و شما را با آنچه موجب خشنودى اوست، نیکبخت گرداند. آنچه گفته بودید که «میثمى» از «مختار» و گفتگویش با شخصى که او را ملاقات کرده بود و استدلال کرده بود که پدرم امام حسن عسکرى علیه السلام جانشینى غیر از جعفر بن على(جعفر کذاب) ندارد و او هم امامت او را تصدیق کرده است، به ما رسید؛ و از تمام مضمون مکتوبى که از آنچه دوستان شما در خصوص او به شما خبر داده بودند، به وى نوشته‏اید، مطلع شدیم. من از نابینایى بعد از روشنى و از ضلالت بعد از هدایت و از عواقب سوء اعمال و فتنه‏هاى خطرناک به خدا پناه مى‏برم. خداوند عزوجل مى‏فرماید:

«الم. احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون»؛ آیا مردم گمان کردند ما آنها را به مجرد این که گفتند: ایمان آوردیم، رها مى‏کنیم، و دیگر امتحان نخواهند شد. (1)

چگونه است که به فتنه افتاده در وادى سرگردانى گام مى‏سپارند؟ و به چپ و راست منحرف مى‏شوند؟ از دین خود دورى گزیده‏اند یا در دین خود دچار تردید شده‏اند؟ با حق در آویخته‏اند یا از روایات صحیح و درست بى‏خبرند؟ یا آگاهند و خود را به فراموشکارى مى‏زنند؟! مگر نمى‏دانند که زمین هرگز خالى از حجت نخواهد بود؟ یا ظاهر و آشکار و یا غایب و پنهان! مگر نمى‏دانند که امام‌هاى آنها، بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله یکى پس از دیگرى به طور منظم آمده و رفته‏اند. تا نوبت به امام پیشین - یعنى، پدر بزرگوارش امام حسن عسکرى علیه السلام - رسید، که به فرمان خدا به این مقام منصوب شد و بر جاى پدران بزرگوارش نشست و مردمان را به سوى حق و صراط مستقیم رهنمون گردید. او نیز قدم به قدم راه پدرانش را پیمود و سرانجام به جانشین خود عهد امامت را تسلیم نمود. خداوند جانشین او را از دیده‏ها پوشیده داشت و جایگاهش را پنهان ساخت؛ و این بر اساس مشیت خدا بود که در قضا حتمى خدا گذشته و در تقدیر الهى قطعیت یافته بود. و اینک موقعیت او با ماست و دانش و فضیلت او در اختیار ماست. اگر خداوند اجازه دهد در مورد آنچه منع فرموده، و برطرف سازد. آنچه(غیبت) را که مقرر نموده، حق را به نیکوترین شکل و روشن‌ترین قالب آن عرضه مى‏نماید و خود از پشت پرده ظاهر مى‏شود، و حجت خویش را اقامه مى‏کند، ولیکن تقدیر الهى شکست‏ناپذیر، و اراده او تردیدناپذیر است و از مشیت او نتوان پیشى گرفت. باید هواى نفس را به کنار گذاشته، بر اساس اعتقاد خود استوار بمانند و از آنچه که از دیده‏هایشان پوشیده شد، جستجو نکنند، تا به گناه نیفتند، و از آنچه خداى پوشیده نگه داشته، پرده برندارند تا پشیمان نشوند.

آنها بدانند که حق با ما، و در خاندان ما معصومین است؛ هیچ کس جز ما این را نمى‏داند، مگر این که دروغگو باشد، و بر خدا افترا ببندد! جز ما کسى این ادعا را ندارد، مگر این که گمراه و خیره‌سر باشد. بنابر این با این مختصر که گفتیم به ما اکتفا کنند و دیگر توضیح بیشتر لازم نیست، و با این اشاره قناعت نمایند.»(2)

پى‌نوشت‌ها:

1- سوره عنکبوت، آیه 2.

2- کمال الدین، ج 2، ص 510، حدیث 42، باب توقیعات/ بحارالانوار، ج 53، باب توقیعات، حدیث 19، ص 190.

منبع:

مهدى موعود، ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار ، قدیم

(جلد 5 - 53 جدید)

 

منبع: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=22073

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد