قرآن معجزهاى زنده و جاویدان است که پیامآور آن مقابل تمام تفکرات مادی جهان «تحدى» کردهاست. وبنوشت «علوم قرآنی» به آدرس alimalakoti.persianblog.com در مطلبی به بررسی جنبههای گوناگون اعجاز قرآن پرداختهاست.
بلاگر در ابتدا به تعریف معجزه پرداخته و مینویسد: «معجزه کار خارقالعادهاى است که غیر قابل تعلیم و تعلّم است و افراد بشر از آوردن مثل آن عاجز میباشند، به شرط آنکه با ادعاى نبوت یا امامت همراه باشد و آورنده معجزه از دیگران بخواهد که اگر در نبوت او شک دارند آنها نیز مانند آن را انجام دهند».
اعجاز علمی قرآن |
قرآن دانشمندان را به تحقیقات زیادى واداشته و آنها را وادار به اعتراف کردهاست که قرآن، ساخته و پرداخته حضرت محمد(ص) نیست؛ بلکه از ناحیه غیب به او وحى شدهاست |
نویسنده در ادامه مینویسد: قرآن از جهات گوناگون معجزه است. معجزهاى زنده و جاویدان که پیام آور آن شخصى درس ناخوانده بوده که در مقابل تمام تفکرات مادی جهان «تحدى»(مبارزهطلبى) کردهاست.
وی سپس به بررسی برخى از جنبههاى اعجاز قرآن میپردازد: وبنویس در اولین مورد به «اعجاز ادبى» قرآن پرداختهاست که برجستهترین ادیبان عرب را سخت شگفتزده کردهاست که با شنیدن چند آیه به فرا بشرى بودن قرآن اعتراف مىکنند. هیچ کس مثل قرآن نیاوردهاست و نخواهدآورد.
اعجاز از نظر «اخبار غیبى» دومین موردی است که نویسنده به آن میپردازد و مثالهایی نظیر وعده پیروزى رومیان در کمتر از 10 سال بر ایرانیان و پیشبینى فتح مکه را میآورد.
بلاگر با بیان اعجاز در «وضع قوانین اخلاقى» به عنوان سومین جنبه اعجاز قرآن چنین میآورد: اندیشمندان غیر مسلمان نیز به این نکته معترف هستند که قرآن، کاملترین قوانین است و عهدهدار سعادت بشر، که قوانین سعادت بشر باید از روى آن نوشتهشود.
اعجاز از نظر «علوم جدید» آخرین جنبهای از اعجاز قرآن است که نویسنده درباره آن مینویسد: قرآن دانشمندان را به تحقیقات زیادى واداشته و آنها را وادار به اعتراف کردهاست که قرآن، ساخته و پرداخته حضرت محمد(ص) نیست، بلکه از ناحیه غیب به او وحى شدهاست، مانند حرکت و جاذبه زمین، حرکت خورشید و منظومه شمسى، گسترش روزافزون جهان، زوجیت عمومى، که همگى از جنبههاى اعجاز علمى قرآن است.
در پایان نویسده معجزه پیامبر(ص) را از مقوله علم و معرفت میداند، که براى همه افراد بشر آمده و تا ابد معجزه است. در ادامه نویسنده متذکر میشود که باید براى فهم درست حقایق قرآن به اهل آن مراجعه کرد و اگر کسانى بلاغت و فصاحت قرآن را نفهمند، باید از اهل آن بپرسند.
«ما شیعیان بر این باوریم که تنها یک قرائت مشهور از قرآن وجود دارد و آن قرائتی است که «حفص» از «عاصم» روایت کردهاست چون سند آن به امیرالمؤمنین علی(ع) برمیگردد». بلاگر «تاریخ قرآن» ضمن بیان مطلب فوق قرائات مختلف قرآن را مورد بررسی قرار داده است.
نویسنده در ابتدا به انواع اختلاف در قرائات قرآن پرداخته و به چهار بخش آن اشاره میکند: اولین مورد اختلاف در حرکات کلمه است که شامل: 1.اختلاف در حرکات کلمه بدون این که در معنا و صورت و شکل آن تغییر ایجاد کند؛ مثل کلمه «اطهر» در آیه 77 از سوره هود که هم به رفع و هم به نصب قرائت شده است؛ 2. اختلاف در حرکات کلمه که در معنا تغییر ایجاد کند امّا صورت و شکل کلمه محفوظ میماند، مثل کلمه «کفلها» در آیه 37 سوره آلعمران که اگر به تخفیف«فا» خواندهشود، «زکریا» که پس از آن آمده، فاعل است، ولى در صورت تشدید «فاء» کفّلها «زکریا» مفعول دوّم و خداوند فاعل خواهد بود.
اسباب و موجبات اختلاف قرائات قرآن |
1.اختلاف قرائت نبى اکرم(ص)‚ 2.تقریرات و تأییدات مختلف رسول خدا(ص) در برابر قرائتهاى مختلف‚ 3.اختلاف روایت و نقل از صحابه‚ 4. اختلاف لغات یا لهجهها |
بلاگر دومین نوع از اختلافات را‚ اختلاف در حروف کلمات میداند که شامل: 1.اختلاف در حروف کلمه که در معنا تغییر ایجاد کند، لیکن صورت و شکل کلمه محفوظ میماند، مثل کلمه «ننشزها» در آیه 259 سوره بقره که هم با «زا» و هم با «را» قرائت شده است؛ 2.اختلاف در صورت و شکل کلمه که در معنای کلمه خللی وارد نمیکند، مثل کلمه «العهن المنفوش» در آیه 5 سوره قارعه که به صورت «الصوف المنفوش» نیز قرائت شده است؛ 3. اختلاف در معنا و شکل کلمه، مثل کلمه «طَلْع» در آیه 29 سوره واقعه که هم با حاء (طَلْح) و هم با عین (طَلْع) قرائت شده است.
نویسنده در سومین نوع اختلاف، به اختلاف در تقدیم و تأخیر کلمه اشاره میکند، مثل «فأذاقها الله لباس الجوع و الخوف» در آیه 112 سوره نحل که به صورت «فأذاقها الله لباس الخوف و الجوع» هم قرائت شدهاست.
در آخرین مورد نیز به اختلاف در زیاده و نقصان کلمات مثل «انّ الله هو الغنى الحمید» در آیه 26 سوره لقمان که به صورت «انّ الله الغنى الحمید» نیز قرائت شده است، اشاره میکند.
بلاگر در ادامه مطلب خود به اسباب و موجبات اختلاف قرائات میپردازد و مینویسد: 1.اختلاف قرائت نبى اکرم(ص)؛ 2.تقریرات و تأییدات مختلف رسول خدا(ص) در برابر قرائتهاى مختلف؛ 3.اختلاف روایت و نقل از صحابه؛ 4. اختلاف لغات یا لهجهها.
اما در پایان نویسنده متذکر میشود که تمام فرضهای بیانشده تنها جنبه علمی داشتهاست و در کتابهای علوم قرآن و تاریخ قرآن مطرح میشود اما در مقام عمل، ما شیعیان بر این باوریم که در میان قرائتهای مختلف تنها یک قرائت مشهور است که فقط از آن پیروی میکنیم و آن قرائتی است که «حفص» از «عاصم» روایت کردهاست چون سند آن به امام علی(ع) برمیگردد.
وبنوشت «تاریخ قرآن»
مدیر وبلاگ «حجره» تعیین قرآن به مثابه موضوع برای وبلاگ را مغایر با هویت و مفهوم وبلاگنویسی دانست.
رضا مهدوی، طلبه و از فعالان عرصه وبلاگنویسی، در گفتگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، ضمن بیان مطلب فوق گفت: بهنظر من وبلاگ دفترچه یادداشتهای شخصیای است که بلاگر، مشتاق خوانده شدن آن توسط دیگران است و منحصر کردن وبلاگ به موضوع، کار بیهوده ای است. با توجه به این تعبیر آیا منویات ذهنی آدمی و در اینجا مشخصاً یک مسلمان، فقط قرآن است؟ آیا یک مسلمان هیچ مسئله شخصی و اجتماعیای ندارد که با توجه به تعریف مذکور در دفترچهاش بنویسید؟
حمایت وهدایت وبلاگهای قرآنی: |
نیازی به حمایت و هدایت اینگونه وبلاگها نیست چرا که تمام جذابیت وبلاگها به قائمبهشخص بودن و غیروابسته بودنشان بهویژه به دولت است |
مدیر وبلاگ حجره در توضیح بیشتر گفت: مسلماً هر مقدار که انسان به موضوعی توجه داشتهباشد و در مجاورت آن باشد از آن تأثیرخواهد پذیرفت و افکار و عقایدش هم ناگزیر از آن پیروی خواهد کرد. به عنوان مثال، یک راننده تاکسی اگر بخواهد دفترچه یادداشتی داشته باشد که حالا نوع مجازی آن را هم بگوییم وبلاگ؛ معمولاً در باره چه چیزهایی صحبت میکند؟ خاطرات روزانهاش از چیست؟ مبانی فکری این راننده عادی از کجا تغذیه میشود؟ پاسخ پرسش ها واضح است. حال این فرض را درباره استاد پرهیزگار در نظر میگیریم؛ ایشان اگر روزی بخواهد وبلاگی راهاندازی کند آیا درباره بالا رفتن قیمت لاستیک ماشین مطلب مینویسد و یا فلان مسابقه قرآنی که فرضاً هفته آینده داوری آن را بهعهده دارند؟ بنر وبلاگ فرضی استاد پرهیزگار مسلماً نمایی از یک تاکسی نیست، تبادل لینک وبلاگ فرضی استاد با گروههای سیاسی نیست و اگر تبادلی باشد الزاماً با وبلاگ نویسهای همفکر قرآنی است.
وی ادامه داد: قرآنی بودن وبلاگ استاد نه بهخاطر تعیین موضوع که دلیل مشترک بودن مصداق منویات ذهن این استاد با موضوع قرآن است و با توجه به چنین مثالی اگر دست نوشتههای استاد وبلاگ شود با درنظرگرفتن اینکه ایشان هم مسائلی دارند که مستقیماً به قرآن مربوط نیست میتوانیم وبلاگشان را وبلاگ قرآنی بنامیم.
![]() |
مهدوی حمایت و هدایت وبلاگهای قرآنی را صحیح ندانست و تأکید کرد: نیازی به حمایت و هدایت اینگونه وبلاگها نیست چرا که تمام جذابیت وبلاگها به قائمبهشخص بودن و غیروابسته بودنشان بهویژه به دولت است.
این طلبه وبلاگنویس با اظهارخوشحالی از رویکرد وبلاگنویسان به مسئله دین و رشد کمی وبلاگنویسی دینی، از برخی از وبلاگنویسان دینی انتقاد کرد و گفت: متأسفانه افرادی که خواستهاند از وبلاگ برای تبلیغ دین و افکار مذهبی خود استفادهکنند بیشترشیوه مستقیم تبلیغ را پیش گرفتهاند و ماهیت وبلاگ را کنار گذاشتهاند که امیدوارم به زودی این رویه توسط خود وبلاگنویسان اصلاح شود.
وبلاگ«حجره» را اینجا ببینید.
بلاگر«دوستداران پرشینبلاگ» با اشاره به مسائل مطرح شده در اولین نشست وبلاگنویسان دینی که دیروز جمعه 19خرداد در قم برگزار شد به بیان موضوعات مطرح شده در این نشست و بررسی آن پرداختهاست.
بلاگر در بخشی از این متن دربارهی مطالب طولانی و غیر ضروری ثبت شده در وبلاگهای دینی مینویسد: بعضی از وبلاگهای دینی مطالب بسیار طولانی و غیر ضروری را در وبلاگ خودشان قرار میدهند. (نوشتن خطبه فدک، تفسیر سوره حمد از تفسیر المیزان و ... ) و وقتی هم که از آنها انتقاد میشود که متنشان طولانی و خسته کننده است و میتوانند در صورت مفید بودن در چند پست آن را ثبت کنند، در پاسخ میگویند: ما دو نوع خواننده داریم : ۱- خوانندهای که برای تبلیغ وبلاگ خودش، وبلاگ را میبیند و در آخر مینویسد«به وبلاگ من هم سر بزن». ۲- خوانندهای که به دنبال مطلب است و تا آخر این متن را میخواند.
در صورتی که به نظر من اصلا چنین نیست. یک نوشته باید جذابیت داشته باشه تا بتواند خواننده را جذب کند. مختصر و مفید بودن را هیچگاه فراموش نکنید.
بلاگر در ادامه مینویسد: عدهای از وبلاگهای دینی مانند تقویم عمل میکنند. فقط هنگام اعیاد، ولادتها و شهادتها یک حدیث و روایتی از معصوم در وبلاگشان قرار میدهند. این وبلاگها هم از جذابیت برخوردار نیست .
متاسفانه بعضی از وبلاگهای دینی به شدت بد سلیقه عمل میکنند و دلیلشان هم این هست که، مطلب باید قشنگ باشد و حواشی چندان مهم نیست. ولی خود من وقتی میبینم یک نوشته با فونت بسیار بزرگ به طوری که حتی با خط پائین در هم فرو رفته و با رنگی زننده وجود دارد، بدون اینکه مطلب را بخوانم سریع از آن وبلاگ خارج میشوم.
ابن وبنویس استفاده از قالبهای نامتناسب را یکی دیگر از مسائل مورد بحث خود قرار داده و مینویسد: قالبهای نامتناسب هم یکیدیگر از مشکلاتی است که بعضی از وبلاگنویسان دینی به آن دچار هستند. به هر حال هر بلاگسرویسی با توجه به سلایق و روحیات کاربران قالبهای متعددی دارد. چندان روا نیست یک وبلاگ مذهبی و دینی قالب صورتی یا قالبهای کودکانه داشته باشد. خود قالب هم تاثیر بهسزایی در جذاب بودن وبلاگ دارد. البته این نکته را هم باید اضافه کنم عدهی زیادی از وبلاگهای دینی هم به سوی قالبهای سیاه و تیره کشیده شدهاند که هر چند قالبهای زیبایی است اما اگر یک نفر به چند وبلاگ دینی مراجعه کند و با قالبهای یک دست سیاه مواجه شود ممکن است دچار یک نوع دلزدگی شود.
نویسنده در ادامه موارد دیگری را مورد بحث و بررسی قرار داده است که با مراجعه به لینک زیر میتوانید آ ها را بخوانید.
«از آنجا که قرآن یک سند عظیمالشان زبانى و یک اثر بسیار مهم ادبى است، شـایـد بتوان به ضرورت بحث و تحقیق از این زاویه نیز به آن نگریست و درباره آن بحث کرد». وبنوشت«تنزیل» به آدرس tanzeel.mihanblog.com در مطلبی با عنوان صورت و سبک قرآن به بررسی زبانی و ادبی قرآن پرداختهاست. تنزیل
نویسنده معتقد است قرآن، متنى مقدس است، و نمىتوان درباره آن، هـمـانـنـد سـایـر کـتـابها سخن گفت، یا آن را در معرض پژوهشهاى زبانشناسى آورد. ولى این را نیز ذکر میکند که: قرآن یک سند عظیمالشان زبانى و یک اثر بسیار مهم ادبى است، لذا شـایـد بتوان به ضرورت بحث و تحقیق از این زاویه نیز به آن نگریست و درباره آن بحث کرد.
ارزش موسیقایی قرآن |
قابلیت خوشخوانى قرآن و ترتیل و تغنى و همخوانى آن کم نظیر یا حتی بىنظیر میباشد |
بلاگر در ادامه مطلب به این نکته میپردازد که نثر قرآن در عصر جاهلیت و اوایل ظهور اسلام، سابقه و نمونه چندانى ندارد، حتی با شعر عربى که سابقه درخشانى دارد نیز، شباهتی ندارد. نویسنده در ادامه همین بخش با ذکر آیاتی از سوره یس و سوره الحاقه چنین میآورد: قرآن قول کسانى را که مىگویند قرآن شعر و پیامبر(ص) شاعر است، را به شدت نفى مىکند و مىفرماید که «به او شعر نیاموختهایم و سزاوار او نیست».
این وبلاگنویس در ادامه مینویسد: در قرآن، جوهر شعرى یعنى بیان ظریف و مجازى و انواع استعارهها و تمثیلات و تشبیهات هنرى بسیار است. با وجود این که نفوذ قرآن در شعر و ادب عربى و فارسى بسیار عظیم است، ولى قرآن شعر نیست.
نویسنده در قسمتی دیگر به ارزش موسیقایى کلمات و جملات قرآن اینگونه میپردازد: این کتاب، از دیرباز مورد توجه محققان بودهاست، بلاگر قابلیت خوشخوانى قرآن و ترتیل و تغنى و همخوانى آن را کم نظیر یا بىنظیر میداند.
بلاگردر پایان مینویسد: بیان اندیشه با رعایت توالى منطقى و مضمونى در کتابهاى دیگر، خطى است و شیوهی بـیـان انـدیـشـه قـرآن حـجـمى و حلقوى و بلکه کروى است، اگـر قـرآن مـىخـواسـت هـر مضمون را در جاى خود و از آغاز تا پایان، یـکبـار براى همیشه بیاورد، سبکاش عادى و شاید ملالآور مىشد و هرگز نمىتوانست همانند صورت فعلى، هنرى باشد.
http://www.iqna.ir/news_detail.php?ProdID=51795
منبع:
اعتقاد نابهجا به دانا بودن خود، بهرهمند بودن از دانشی که به آن عمل نمیکنیم و واقعبین نبودن از دلایل بروز مشکلات و ناآرامیهایی است که بلاگر«هاجر و اسمعیل» به آدرس http://haajar.parsiblog.com در این پست به تبیین آن پرداخته است.
شروع کفر از همین جاست |
میبینید که ستمکارترین افراد به گفتهی قرآن کریم، افرادی هستند که ادعای چیزی را میکنند که نمیدانند و بنابر گفتهی خدا ستمکاران رستگار نمیشوند. شروع کفر از همین جاست |
بلاگر پنج عامل را به عنوان دلایل بروز مشکلات و ناآرامیها ذکر کرده وبه بررسی آن میپردازد و ظلوم و جهول بودن انسان را عذری براشتباهات او خوانده و در ادامه عالم بیعمل را به زنبور بیعسل تشبیه کرده و دربارهی ذهنیتهای آمیخته با خرافات مینویسد: اسلام مخالف است با اینکه به آنچه نمیدانیم ادعا کنیم. مگر نبود تهمت مسیحیان و یهودیان و کفر کافران و شرک مشرکین به خدا، که خدا در جوابشان گفت: چرا ادعای چیزی را میکنید که نمیدانید. خداوند متعال در آیات 20 و 21 سورهی انعام میفرماید: «کسانی که به آنها کتاب دادهایم، به خوبی او را میشناسند، همانگونه که فرزندان خود را میشناسند، آنان که در زیان خود میکوشند ایمان نمیآورند(20)، ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ ببندد و یا آیاتش را تکذیب کند کیست؟ به راستی ستمکاران رستگار نخواهند شد.(21)».
میبینید که ستمکارترین افراد به گفتهی قرآن کریم، افرادی هستند که ادعای چیزی را میکنند که نمیدانند و بنابر گفتهی خدا ستمکاران رستگار نمیشوند. شروع کفر از همین جاست.
شروع کفر حتی برای من مسلمان از آنجایی است که به آنچه نمیدانم اصرار میکنم و حتی تفکّر میکنم. شروع وهم، هم از همین جاست. فلانی میگوید خدا من را دوست ندارد! حقیقتا آیا ما میدانیم خدا ما را دوست ندارد؟ قطعا نمیدانیم. یا میگوید مرا نمیپذیرد، من خیلی از او دور شدهام! آخر تو از کجا میفهمی که دور شدهای؟ باز شیطان به من گفت که تو دانایی؟ آخر تو نمیدانی، خدا به ما نزدیک است.
شیطان و نفس خبیث به طور زیرکانه و ماهرانه در تمام این موارد حضور دارند |
ما باید تغییر مسیر دهیم. راه اصلی، اسلام است. اسلام با خرافه مخالف است. با افسردگی مخالف است. با اینکه دنیایی مجازی برای خودمان بسازیم و در آن زندگی کنیم مخالف است. اسلام با تهمت مخالف است. تهمت یک جور تشریح و تفسیر نادانیها است. |
نویسنده زندگی در دنیایی مجازی و غیر حقیقی را دیگر عامل آغاز مشکلات و ناآرامیها یاد کرده و مینویسد: که همانا زندگی در تصوّرات و خیالات و توهّمات است بعضیها که نمیدانم این رفتار را از کجا آموختهاند، در دنیایی مجازی زندگی میکنند و اصلا یک نگاه به بیرون کلبهی احزانشان نینداختهاند تا ببینند بیرون کلبه چه خبر است. من دیدهام این افراد تا جایی پیش میروند که به انجام نماز کسالت دارند، اینها یا وسواساند و گیرشیطان و یا در گوشهی دنیای مجازی خود عزلت نشین شدهاند و نعمات فراوان خدا که در دنیای حقیقی است را کفران میکنند.
این وبلاگنویس در پایان میافزاید: شیطان و نفس خبیث به طور زیرکانه و ماهرانه در تمام این موارد و مواردی که ذکر نشده است، قدم به قدم حضور دارند. ما باید تغییر مسیر دهیم. راه اصلی، اسلام است. اسلام با خرافه مخالف است. با افسردگی مخالف است. با اینکه دنیایی مجازی برای خودمان بسازیم و در آن زندگی کنیم مخالف است. اسلام با تهمت مخالف است. تهمت یک جور تشریح و تفسیر نادانیها است.