بلاگر «پاسخ به سوالات قرآنی» به آدرس ghorany.blogsky.com در مطلبی به بررسی اقوال و احتمالات مختلف مطرح شده در تفسیر المیزان، دربارهی کلمهی«اعراف» که در آیه 46 سوره اعراف ذکر شده است میپردازد.
بلاگر ضمن بیان آیه 46 سوره اعراف که میفرماید: «بین اهل بهشت و اهل جهنم حجاب و پردهاست، اعراف مردانى هستند که مردم را ازچهرههایشان مىشناسند و آنان به اهل بهشت ندا مىدهند: سلام علیکم. آنان هنوز داخل بهشت نشدهاند، ولى امید و طمع دارند که داخل بهشت شوند» به اقوال و احتمالات مختلفى که در تفسیر المیزان در بارهی اعراف وجود دارد اشاره کرده و مینویسد:
1. اعراف جایى است که مُشْرِف بر اهل بهشت و اهل جهنم است.
اهل اعراف: |
1. اهل اعراف رجالى از اهل منزلت و کرامت هستند. 2. کسانى که اعمال خوب و بدشان مساوى است. 3. عدّهاى از ملائکه هستند. |
2. دیوارى است میان بهشت و جهنم.
3. تلّى میان بهشت و جهنم است که بر روى آن عدهاى از گناهکاران قرار دارند.
4. دیوارى است که خداوند بین مؤمنان و منافقان در آیه ذکر کردهاست.
5. معناى اعراف جایگاه شناسایى بین بهشتیان و جهنمیان است.
6. اعراف همان پل صراط است.
پیامبر اکرم(ص) |
«اى على! تو و اوصیاى بعد از تو اعراف بین بهشت و جهنم خواهید بود و داخل بهشت نمىشود مگر کسى که شما را بشناسد و شما نیز او را بشناسید و داخل جهنم نمىشود مگر کسى که شما را انکار کند یا شما او را نشناسید». |
بلاگر در بخشی از این متن اهل اعراف را چنین معرفی کرده است:
1. اهل اعراف رجالى از اهل منزلت و کرامت هستند.
2. کسانى که اعمال خوب و بدشان مساوى است.
3. عدّهاى از ملائکه هستند.
نویسنده در ادامه ضمن اشاره به روایتی از حضرت علی(ع) که فرمودند: «ما بر اعراف خواهیم بود. یاران خود را از چهرههایشان مىشناسیم»، در نقل قولی از سلمان فارسی مینویسد: سلمان فارسى نقل میکند که از پیامبر بیشتر از ده مرتبه شنیدم که به امام على(ع) فرمود: «اى على! تو و اوصیاى بعد از تو اعراف بین بهشت و جهنم خواهید بود و داخل بهشت نمىشود مگر کسى که شما را بشناسد و شما نیز او را بشناسید و داخل جهنم نمىشود مگر کسى که شما را انکار کند یا شما او را نشناسید».
بلاگر در پایان به دو گروه حاضر در اعراف اشاره کرده ومی نویسد: گروه اول، گروهى مانند ائمه، پیامبران و اوصیاى آنها که نظارت بر وضع بهشتیان و دوزخیان دارند و گروه دیگر گنهکاران از امتهاى پیشین و امت محمد مىباشند که آنها امیدوارند مورد شفاعت واقع شوند، چون نه کفه اعمال بد آنها مىچربد، نه کفه اعمال خوب آنها.