خودش تایپ میکنه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
1387/03/01 ساعت 15:40

 

حضرت زهرا علیهالسلام

باور ما این است که در عرصه جهان چهره فاطمه علیهاالسلام محجوب است، نه تنها در جوامع منهای اسلام، بلکه در جامعه اسلامی، وای وای که چه می‏گوید حتی در جامعه شیعی ما، بیش از چهارده قرن از تاریخ حیات و ممات فاطمه علیهاالسلام می‏گذرد، با این همه آثار و نوشته‏ها در ‌شان و موقعیت ایشان به این همه بحث و سخنرانی و مرثیه‎سرائی درباره او، هنوز تصویری درست از چهره حیات فاطمه علیهاالسلام در اذهان وجود ندارد. آنچه که دوستدارانش در اذهان دارند شبح‏هائی نامفهوم و مبهم از فاطمه علیهاالسلام است و نه چیزی بیشتر.

او حتی در میان طرفدارانش نیز غریب و ناشناخته است به گفته محقق، چهره‏ای است که در پشت مدح و ثنا و گریه دوستان محجوب مانده و فرصتی نیافته‏اند که از حرکات و سکنات رفتار و مواضع او سر درآورند. بحث‎ها اغلب در مورد مصیبت‏های وارده بر فاطمه علیهاالسلام دور می‏زند، و کمتر از حقایق و جهات زندگی او.

این واقعاً جای تأسف است که با وجود این همه مجالس و فاطمیه‏ها و عزاداری‏ها تلاش گویندگان و سرایندگان متوجه برانگیختن عواطف و گریستن و گریاندن باشد. این خواسته‏ای معقول برای همه دوستداران فاطمه علیهاالسلام است که بدانند برای چگونه فردی گریه می‏کنند و فاطمه علیهاالسلام برای بشریت چه ره‎آورد ارزنده‏ای داشت که اینک برای فقدانش آن همه اشک بریزیم. از خداوند برای وصول به چنین هدف تمنای توفقی و برای تلاشگران در این راه دعا می‏کنیم.

نوع شناخت‏ها از فاطمه علیهاالسلام

- دوستدارانش او را زنی مظلومه و معصومه می‏شناسند، که البته فاطمه علیهاالسلام چنین بود.

- از گریه‏های ممتد و طولانی او پس از مرگ پدرش خبر دارند که البته او را گریه‏ای بسیار بود.

- و از ناشناخته بودن قبر او سخن دارند که البته قبرش هنوز شناخته شده و معلوم نیست.

ولی از این نکته غافلند آن چه را که بیشتر سازنده شناخت رمز و راز مظلومه و مغضوبه بودن است، شناخت علل گریه‏های ممتد و طولانی اوست و دریافت راز مخفی بودن قبر اوست. از مبارزات فاطمه علیهاالسلام، از حق‏طلبی‏های او از مشی سیاسی و اقتصادی او، از حیات احساسی و تعقلی او، از مقام معاونت او در رابطه با علی (علیه‌السلام)، از شیوه کیفیت تربیت فرزندش، از خانه‏داری او، از همت و پشتکار او، از بی‏ترسی و بی واهمگی او، از فریاد اعتراضش علیه ستمگری‏ها، تجاوزها و ناحقی‏ها، از تلاش او در هدایت زنان و ... کمتر سخن به میان می‏آید. در حالی که زمان ما به آگاهی از این مسائل بیشتر نیاز دارند تا به مسائل دیگر.

 

نیاز زنان ما

زنان ما نیاز دارند دریابند چگونه باید پیوندی بین عبادت و لذت ایجاد کرد، و چگونه در عین حضور اجتماعی باید به پوشش و عفاف خود عنایت داشت و چگونه می‎توان در جو زمانی نامناسب هدف و هویت خود را فراموش نکرد. بحث‎ها باید در این حدود دور زند.

باید خطوط فکری فاطمه علیهاالسلام را از لا به لای تاریخ، از احادیث و سخنان حضرات معصومین، از گفته‏ها و سروده‏ها و مواضع ایشان استخراج کرد و به صورت یک طرح و یک دستورالعمل درآورد تا زنان ما بدانند چگونه باید عمل کرده و در شرایط گوناگون چگونه باید موضع بگیرند.

جامعه زنان ما باید دریابند که ارزش تلاش مبارزاتی فاطمه علیهاالسلام کمتر از ارزش صلح حسن (علیه‌السلام) و کم‎بهاتر از قیام حسین (علیه‌السلام) نیست و اگر تصویری در اذهان، خلاف چنین باور است بدان خاطر است که هنوز ما در فاطمه‏شناسی ضعیفیم و هنوز ما را توان ارزیابی و تحلیل و مقایسه و بررسی ریشه‏ها و عوامل پدید آوردنده یک نهضت و حرکت نیست.

حضرت زهرا علیهالسلام

ما و بمباران تبلیغاتی

در عین وجود نارسائی‏هائی این چنین، و با مواجهه با مشکلات و دشواری‏هائی که ما را در رساندن پیام فاطمه علیهاالسلام و مکتب او در عرصه ملی و بین‏المللی است، ما با سد راه‎ها و حایل‎سازی‏های متعددی مواجهیم که از جمله آنها بمباران تبلیغاتی دشمنان اسلام است، تبلیغاتی که خصم درباره آن از سال‎های سال قبل، به ویژه پس از جنگ‎های صلیبی درباره آن حساب شده، برنامه‎ریزی کرده است.

برنامه‏ریزی‏ها به گونه‏ای بوده است که در آن حذف نام فاطمه علیهاالسلام از صحنه‏های علم و عمل مطرح و مورد نظر بوده است. در دانشکده‏های معارف و الهیات جهان و در محافلی که از خدمت ناچیز زن در عرصه جهان یاد می‏شود از فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر، اسم و خبری نیست و اگر هم باشد به گونه‏ای مبهم و مسخ شده است.

ما امروز با دنیائی مواجهیم که از جرقه‎زنان غربی، نورافکن‏هایی ساخته‏اند و از زنی به نام ژاندارک، بتی پدید آورده‏اند و کوشیدند با حماسه‎سازی‏ها و شور آفرینی‏ها، نام و یاد آن را زنده داشته و محبت آنها را در دل‏ها بیافکنند - در قبال چنین وضعی در دنیای اسلام چه خبر است؟ از فاطمه علیهاالسلام چه سخنی در میان است؟ از زینب و کلثوم و سکینه چه حرف و بحث و مطلبی؟

اعتقاد ما بر این است که تلاشی کامل و همه جانبه برای شناخت فاطمه علیهاالسلام و ابعاد حیات او لازم است، کاری که دیگران آن را عرضه و ارائه کرده و بیش و کم از عهده آن برآمده‏اند. اما آنچه مهم است بیرون آوردن جنبه‏های حیات ‏فاطمه علیهاالسلام از صورت تاریخی و قرار دادن آن در مقابل یک مکتب است، کاری که ما را شوق انجام دادن آن بود ولی عرضه و توان کافی برای آن نبود.

 

گناه جوامع اسلامی

در این گناه نارسائی، جوامع اسلامی تا چه حد شرکت دارند؟ سهم آنها در این کوتاهی و نارسائی به چه میزان است؟ آیا دستگاه تبلیغاتی و وسایل ارتباط جمعی آنها را در این جنبه گناهی نیست؟ آیا آنها به وظیفه اسلامی خود در این زمینه عمل کرده‏اند؟

کوتاهی‏های آنان در این زمینه به گونه‏ای است که گویی آنان دستگاه ارتباط جمعی و وسایل رادیو، تلویزیون خود با شرط همگامی با شیوه غرب از آنان خریداری کرده‏اند. و شاید به همین نظر است که در آنان جرئتی و همتی برای معرفی زنان نمونه به چشم نمی‏خورد و یا باید گفت افکار مسئولان و گروندگان آنها در حدی نیست که برای چنین اقداماتی ارزش قائل باشند و یا در سطحی نیستند که از حیات فاطمه علیهاالسلام و ابعاد زندگی او سر درآورده باشند.

شناخت علل گریه‏های ممتد و طولانی اوست و دریافت راز مخفی بودن قبر اوست. از مبارزات فاطمه علیهاالسلام، از حق‏طلبی‏های او از مشی سیاسی و اقتصادی او، از حیات احساسی و تعقلی او، از مقام معاونت او در رابطه با علی (علیه‌السلام)، از شیوه کیفیت تربیت فرزندش، از خانه‏داری او، از همت و پشتکار او، از بی‏ترسی و بی واهمگی او، از فریاد اعتراضش علیه ستمگری‏ها، تجاوزها و ناحقی‏ها، از تلاش او در هدایت زنان و ... کمتر سخن به میان می‏آید. در حالی که زمان ما به آگاهی از این مسائل بیشتر نیاز دارند تا به مسائل دیگر.

سیده زنان بودن فاطمه علیهاالسلام و جنبه الگوئی او مورد قبول همه فرق مسلمین است، تنها مورد بحث شیعیان نیست، حال باید پرسید با چنین زمینه و اعتقادی درباره معرفی فاطمه علیهاالسلام چه کرده‏اند؟ چه بررسی و تحلیلی؟ چه ارائه تصویری از او؟ و کدام شیوه برای جا انداختن او به عنوان یک الگو و مدل؟ در دنیائی که غرب می‏کوشد هنر پیشه‏ای معروف الحال را مدل و الگو معرفی کند و با سخن گفتن از وقار و حیاء و زیبائی و راه و مشیش دلها را واله و حیران او بسازد از فاطمه علیهاالسلام چه خبر؟ برای استقرار محبتش در دلها چه برنامه‏ریزی‏هائی شد؟

 

حضرت زهرا علیهالسلام

تلاش نویسندگان

نویسندگان در ‌شان و مدح فاطمه علیهاالسلام سخن‏ها گفتند، آثار و نوشته‏هایی از خود بر جای گذاردند که الحق باید گفت شکرالله ساعیهم. ولی جنبه تحلیل و نتیجه‏گیری‏ها و درس آموزی‏ها از بحث را بر عهده خوانندگان گذارده‏اند و این مسأله‏ای است که برای افراد نوپائی چون ما دشواری می‏آفریند، ما در آن درجه از فرصت و تعمق و تفکر نیستیم که بتوانیم در سایه بررسی‎ها از حقایق سر درآوریم، عادت کرده‏ایم که دیگران به ما درس بدهند و یا تصویرهائی درس‏آموز به ما ارائه دهند.

سیده زنان بودن فاطمه علیهاالسلام و جنبه الگوئی او مورد قبول همه فرق مسلمین است، تنها مورد بحث شیعیان نیست، حال باید پرسید با چنین زمینه و اعتقادی درباره معرفی فاطمه علیهاالسلام چه کرده‏اند؟ چه بررسی و تحلیلی؟ چه ارائه تصویری از او؟ و کدام شیوه برای جا انداختن او به عنوان یک الگو و مدل؟

و البته کوتاهی عمر فاطمه علیهاالسلام، عدم ثبت همه وقایع حیاتش توسط تاریخ نگاران، و به دست نرسیدن همه آنچه را که تازه در مورد زندگیش ثبت شده سبب شدند که شناخت او کامل نباشد و نویسندگان تا حدودی از این بابت معذور باشند.

البته این نکته هم قابل ذکر است که دوستی‏های نیاندیشیده و سعی افراطی در جا انداختن مسأله‏ای که متکی به سند و استدلالی نیست، ذکر حقایق و مسلمات با تکیه به تعصب‎ورزی‏ها، و بد و ناسزاگوئی به خصم و نه تنها اثری مثبت بر جای نمی‏گذارد بلکه در مواردی نوعی سرخوردگی و وازدگی نسبت به گوینده و نویسنده پدید می‏آورد که حاصل آن مهجور ماندن از آشنائی با فاطمه علیهاالسلام است.

 

حضرت زهرا علیهالسلام

 

کوشش‏های لازم

اعتقاد ما بر این است که تلاشی کامل و همه جانبه برای شناخت فاطمه علیهاالسلام و ابعاد حیات او لازم است، کاری که دیگران آن را عرضه و ارائه کرده و بیش و کم از عهده آن برآمده‏اند. اما آنچه مهم است بیرون آوردن جنبه‏های حیات ‏فاطمه علیهاالسلام از صورت تاریخی و قرار دادن آن در مقابل یک مکتب است، کاری که ما را شوق انجام دادن آن بود ولی عرضه و توان کافی برای آن نبود.

باید خطوط فکری فاطمه علیهاالسلام را از لا به لای تاریخ، از احادیث و سخنان حضرات معصومین، از گفته‏ها و سروده‏ها و مواضع ایشان استخراج کرد و به صورت یک طرح و یک دستورالعمل درآورد تا زنان ما بدانند چگونه باید عمل کرده و در شرایط گوناگون چگونه باید موضع بگیرند.

جامعه زنان ما باید دریابند که ارزش تلاش مبارزاتی فاطمه علیهاالسلام کمتر از ارزش صلح حسن (علیه‌السلام) و کم‎بهاتر از قیام حسین (علیه‌السلام) نیست و اگر تصویری در اذهان، خلاف چنین باور است بدان خاطر است که هنوز ما در فاطمه‏شناسی ضعیفیم و هنوز ما را توان ارزیابی و تحلیل و مقایسه و بررسی ریشه‏ها و عوامل پدید آوردنده یک نهضت و حرکت نیست.

گام به گام زندگی را باید مورد بررسی و تحلیل قرار داد و یافته‏ها را به صورت درس عرضه کرد این واقعاً جای تأسف است که با وجود این همه مجالس و فاطمیه‏ها و عزاداری‏ها تلاش گویندگان و سرایندگان متوجه برانگیختن عواطف و گریستن و گریاندن باشد. این خواسته‏ای معقول برای همه دوستداران فاطمه علیهاالسلام است که بدانند برای چگونه فردی گریه می‏کنند و فاطمه علیهاالسلام برای بشریت چه ره‎آورد ارزنده‏ای داشت که اینک برای فقدانش آن همه اشک بریزیم. از خداوند برای وصول به چنین هدف تمنای توفقی و برای تلاشگران در این راه دعا می‏کنیم.

 

منبع:

کتاب در مکتب فاطمه علیهاالسلام، دکتر علی قائمی، فصل 27.    

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
1387/03/01 ساعت 15:33

 

بهشت

انسان در جهان ماده زندگی می‏کند و بسیاری از داوری‏ها و انتظارات او هم رنگ مادی دارد. او برای هر چیز، جا و مکان مادی تصور می‏کند. حال اگر از او پرسیده شود که جای مسئله 2+2=4 کجاست یا جای معادله 9 = ایکس+4 کجاست؛ در پاسخ خواهد گفت: این مسئله‏ای ریاضی یا معادله‏ای جبری است و نمی‏تواند جایی داشته باشد و امری است که جنبه متافیزیکی دارد و خارج از محدوده تاریخ و مکان است؛ بلکه اساساً علوم و دانش‏های بشری ذاتاً مجرد از ماده است و زمان و مکان ندارد و از جان انسان بیرون نیست. از این رو با رفتن روح از بدن، علوم هم همراه او می‏شوند.

بهشت و جهنم نیز از محدوده تاریخ دنیایی و زمان و مکان خارج است و قبل، بعد، کی و کجای دنیوی بر نمی‏دارند و چنانچه ما بخواهیم آنها را تصور کنیم، باید به تعبیرهای قرآن و احادیث معصومین علیهم‌السلام رو آورده، بگوییم: بهشت نزد سدره المنتهی است.

وارد بهشت شدم؛ در آنجا فرشتگانی را دیدم که قصرهایی می‏سازند و گاه توقف می‏کنند، از علت این امر سؤال کردم، گفتند: ما منتظر مصالح هستیم!

در احادیث فراوانی «سدر المنتهی»، «جنه المأوی»، «عرش»، «کرسی»، «معراج» و «ملکوت» همه کنار هم قرار گرفته است؛ یعنی همه در آسمان‏ها قرار گرفته است.

بسیاری از احادیث اسلامی تأیید و تأکید می‏کنند که بهشت و دوزخ هم اکنون مخلوقند. یکی از اصحاب از امام علی بن موسی الرضا علیه‌السلام پرسید: که آیا بهشت و دوزخ هم اکنون مخلوقند؟

امام علیه‌السلام فرمود: «آری آفریده شده‏اند و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به هنگام معراج، وارد بهشت شد و دوزخ را نیز مشاهده کرد»(1)

در بسیاری از روایات مربوط به معراج پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، به مسئله بهشت و دوزخ و وجود آنها اشاره شده و قرآن در سوره نجم در جریان معراج پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نیز به این موضوع اشاره کرده است.

روایات متعددی که در منابع شیعه و اهل سنت درباره تولد بانوی اسلام، فاطمه زهرا سلام الله علیها آمده، نیز گواه بر این معنی است که می‏گوید:

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در شب معراج وارد بهشت شد و از میوه درختان بهشتی تناول فرمود و از همان میوه، نطفه فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها منعقد شد و لذا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله او را می‏بوسید و می‏گفت:

«از او بوی بهشت می‏شنوم»(2)

در حدیث دیگری از پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله تعبیر لطیف‏تری در این زمینه دیده می‏شود و آن این که می‏فرماید: هنگامی که به معراج رفتم، وارد بهشت شدم؛ در آنجا فرشتگانی را دیدم که قصرهایی می‏سازند و گاه توقف می‏کنند، از علت این امر سؤال کردم، گفتند: ما منتظر مصالح هستیم! گفتم مصالح شما چیست؟ گفتند: ذکر «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر» که مؤمن می‏گوید؛ هنگامی که ذکر می‏کند، بنا می‏کنیم و هنگامی که خودداری می‏کند، دست نگه می‏داریم.(3)

برای اطلاعات بیشتر به کتاب‏های تفسیر موضوعی قرآن و معاد درقرآن از آیت الله جوادی آملی و پیام قرآن از آیت الله مکارم شیرازی مراجعه کنید.

پی نوشت:

1. مجلسی، بحار النوار، ج 8، ص 119.

2. ذخایر العقبی، ص 36؛ مستدرک الصحیحین، ج 6، ص 156.

3. بحار النوار، ج 18، ص 375.


منبع:

نشریه پرسمان، شماره 20 - اردیبهشت 1383

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo