X
تبلیغات
نماشا
رایتل

آموزه های دینی

1386/03/23 ساعت 12:04
«سعدی» در کتاب «گلستان»، خاطرات زیبایی از دوران جوانی و کودکی خود نقل می‏کند که بسیار نکته‏آموز و دل‏انگیز است. در یکی از این خاطرات، می‏گوید:

«سعدی» در کتاب «گلستان»، خاطرات زیبایی از دوران جوانی و کودکی خود نقل می‏کند که بسیار نکته‏آموز و دل‏انگیز است. در یکی از این خاطرات، می‏گوید:

 یاد دارم که در ایام کودکی، اهل عبادت بودم و شبها‏ بر می‏خاستم و نماز می‏گزاردم . به زهد و تقوا بسیار تمایل داشتم. شبی در خدمت پدر - رحمةالله علیه - نشسته بودم و تمام شب چشم بر هم نگذاشتم و قرآن می‏خواندم. در آن حال، دیدم همه آنان که گرد مایند خوابیده‏اند. به پدر گفتم: از اینان کسی سر بر نمی‏دارد که نماز بخواند. خواب غفلت چنان اینان را برده است که گویی نخفته‏اند، بلکه مرده‏اند.

 پدر گفت: تو نیز اگر می‏خفتی، بهتر از آن بود که در پوستین خلق افتی و عیب آنان گویی و بر خود ببالی.

 

منبع: شبکه پیام سیما

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد