X
تبلیغات
نماشا
رایتل

عدالت در قرآن ( قسمت ۲۵ )

1386/01/16 ساعت 18:25

 

سوره آل عمران آیه 18

شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ 

ترجمه فارسی

 الله حکم کرد و فرشتگان و دانشمندان نیز که هیچ خدایی بر پای دارنده عدل جز او نیست خدایی جز او نیست که پیروزمند و حکیم است

ترجمه انگلیسی

Allah bears witness that there is no god but He, and (so do) the angels and those possessed of knowledge, maintaining His creation with justice; there is no god but He, the Mighty, the Wise.

تفسیر آیه

شهد الله انه لا اله الا هو ، و الملائکه ، و اولوا العلم قائما بالقسط کلمه شهادت در اصل به معنای معاینه یعنی به چشم خود دیدن ، و یا به گوش خود شنیدن ، و یا با سایر حواس خود حس کردن بوده است ، ولی در ادای شهادت نیز استعمال شده ، مثلا درباره کسی که در محضر قاضی می گوید ( من دیدم که فلانی آن دیگری را زد ، و یا شنیدم که چنین گفت ، و امثال اینها ) می گویند در محضر قاضی شهادت داد ، و به تدریج در اثر کثرت استعمال در هر دو معنا ، مشترک در هر دو معنا شد ، به طوری که اگر قرینه ای در کلام نباشد ، شنونده از گوینده می پرسد : منظورت از شهادت ، تحمل آن است ، و یا ادای آن ، و این بدان عنایت است که هر دو یک غرض را ایفا می کنند ، چون آن کسی که شهادت را تحمل می کند ، برای ادا تحمل می کند. ساده تر بگویم : اگر دیده ها و شنیده های خود را حفظ می کند ، برای این حفظ می کند که حق و واقع در اثر نزاع ، یا اعمال قدرت ، و یا فراموشی و یا در خفا واقع شدن واقعه ، دچار بطلان نگردد ، پس به این عنایت ، تحمل شهادت و ادای آن هر دو شهادت است ، یعنی هر دو حق را حفظ و اقامه می کنند ، و قسط و عدالت را به پا می دارند. و از آنجائی که آیات قبل ، یعنی از جمله : ان الذین کفروا لن تغنی عنهم ... تا جمله : و المستغفرین بالاسحار در مقام بیان این نکته بود که خدای سبحان شریک در عبادت ندارد ، و چیزی از او بی نیاز نیست ، و آنچه را که انسانها بی نیاز کننده از خدایش می پندارند ، و به همین خیال باطل به آن اعتماد می کنند ، چیزی به جز گول زنک ، و وسیله زندگی دنیا ، و وسیله به دست آوردن مایه زندگی آخرت نیست ، و به جز از راه تقوا نمی توان زندگی دنیا را مایه حیات آخرت کرد ، به عبارت دیگر می فرمود : این نعمتهائی که انسان تمایل به آن دارد و مشترک میان مومن و کافر است ، در آخرت مختص به مومن است ، لذا در آیه مورد بحث اقامه شهادت کرد بر اینکه آنچه در این آیات فرموده همه حق است ، و نباید در آن تردید کرد. و با اینکه شاهد خود خدای عز اسمه است ، شهادت داد بر اینکه او معبودی است که جز او معبودی نیست ، و چون به غیر او معبودی نیست ، پس احدی نیست که جای او را بگیرد ، و خلق را از او بی نیاز کند ، نه مال ، نه فرزند ، و نه هیچ یک ، از زینتهای دیگر دنیا ، و نه هیچ سببی از اسباب ، برای اینکه اگر یکی از این نامبردگان چنین خاصیتی داشته باشد ، و بتواند ما را از خدا بی نیاز سازد ، قهرا در مقابل خدای تعالی معبود دیگری خواهد بود ، و یا اگر خود ، معبودی نباشد قطعا به معبود دیگری تکیه خواهد داشت ، و آیه شریفه با جمله : لا اله الا هو این معنا را نفی کرد. خدای تعالی در حالی این شهادت را می دهد که در فعلش قائم به قسط ، و در خلقش حاکم به عدل است ، چون امر عالم را از راه خلقت اسباب قبل از مسببات و برقرار کردن روابط بین این دو سلسله تدبیر کرده ، و همه را در راه بازگشت به سوی خودش قرار داده ، تا با تلاش و تکامل و پشت سر هم به سویش برگردند و در مسیر این هدف نعمتهائی قرار داده ، تا انسان هم در مسیرش ، و هم در هدفش یعنی در دنیایش و هم در آخرتش از آن نعمتها استفاده کند ، البته در دنیا برای آخرتش استفاده کند ، نه اینکه در دنیا بر آنها رکون و اعتماد نموده ، بر سر آن نعمتها از سیر باز ایستد ، پس خدائی به این معنا شهادت می دهد که خود شاهدی عادل است . یکی از لطائف این آیه آن است که ، عدالت خدا بر عدالت او و بر یگانگیش در الوهیت ، شهادت می دهد و معنایش این است که عدالت او خودش بنفسه ثابت است ، و وحدانیت او را هم اثبات می کند. توضیح اینکه : ما انسانها اگر عدالت را در شاهد ، معتبر می دانیم برای این است که شاهد همواره ملازم بر صراط مستقیم و صراط فطرت باشد ، به دو سوی انحرافی افراط و تفریط منحرف نشود ، و فعل خود را که همان شهادت است در غیر موضع به کار نبرد ، و در نتیجه شهادتش خالی از دروغ و زور باشد ، پس ملازم صدق بودن ، و بر طبق فطرت راه پیمودن باعث عدالت آدمی می شود ، پس خود نظام حاکم بر عالم و نظامی که در بین اجزای عالم است ، و همه فعل خدایند ، محض عدالت است . تکرار می کنیم وقتی رفتار ما بر طبق نظام فطرت ، ما را عادل می کند ، خود نظام که همان فعل خدا است عین عدالت است ، و اگر احیانا به حوادثی بر می خوریم که خوش آیند ما نیست ، و یا بر خلاف میل و طمع ما است ، و به دنبالش اعتراض سر داده ، در مورد آن حادثه مناقشه می کنیم ، حقیقتش این است که ما در اعتراض و مناقشه خود چیزهایی می گوئیم که از عقل ما تراوش می کند ، و یا غرائز ما متمایل به آن است ، و معلوم است که حکم عقل ما ، و تمایل غرائز ما نیز از نظام عالم گرفته شده ، ولی وقتی به بحث می پردازیم ، و به سبب حادثه پی می بریم ، شبهه ما زائل می شود ، و اگر نتوانیم به سبب حادثه پی ببریم ، حداقل به جهل خود پی می بریم ، پس آنچه در دست ما است جهل به سبب است ، نه علم به نبود سبب ، پس نظام جهان هستی ( که عین فعل خدای سبحان است ) ، عین عدالت است ( دقت فرمائید ). و اگر در این میان معبودی باشد که جای خدا را پر کند ، و ما را در موردی از خدا بی نیاز سازد ، قطعا نظام عالم نمی توانست عادل به طور مطلق باشد ، بلکه نظام هر اله بالنسبه به خودش ، و در دایره قضا و علمش عادل بود. و کوتاه سخن اینکه خدای سبحان که شاهدی است عادل ، شهادت می دهد بر اینکه معبودی جز او نیست ، این شهادت را همانطور که گفتیم با فعل خودش که همان نظام عالم است ادا می کند ، و به طوری که از ظاهر آیه مورد بحث بر می آید با قول خودش هم ادا کرده ، و فرموده : شهد الله انه لا اله الا هو. پس آیه مورد بحث در مشتمل بودنش بر ، شهادت خدا بر یکتائی خود ، نظیر آیه شریفه زیر است ، که می فرماید : لکن الله یشهد بما انزل الیک ، انزله بعلمه ، و الملائکه یشهدون ، و کفی بالله شهیدا.و اما اینکه در آیه مورد بحث فرموده : ملائکه هم شهادت می دهند بر اینکه معبودی جز خدا نیست ، توجیهش این است که خدای تعالی در آیات مکی که قبل از این آیات نازل شده ، خبر داده به اینکه فرشتگان ، بندگان محترم خدایند ، و او را در آنچه دستور می دهد نافرمانی نمی کنند ، و هر چه می کنند به امر او است او را تسبیح نموده و در تسبیح خود شهادت می دهند به اینکه معبودی جز او نیست.

 

منبع: http://qurankarim.blogfa.com/cat-26.aspx

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد