X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

عدالت در قرآن ( قسمت ۱۶)

1385/12/16 ساعت 16:56

 

سوره النحل آیه  90

إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ 

ترجمه فارسی

 خدا به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد و از فحشا و، زشتکاری و ستم نهی می کند شما را پند می دهد ، باشد که پذیرای پند شوید

ترجمه انگلیسی

Surely Allah enjoins the doing of justice and the doing of good (to others) and the giving to the kindred, and He forbids indecency and evil and rebellion; He admonishes you that you may be mindful

تفسیر آیه

این آیات برخی از احکام را که با اسلام قبل از هجرت سازگار است و مایه اصلاح حال عمومی اجتماع است مانند نهی از فحشاء و منکر و ستم و آنچه ملحق به آن است مانند امر به سرکشی از خویشاوندان و نهی از شکستن عهد و سوگند ذکر می کند ، و نیز مطالب دیگری را یاد آوری می کند که مناسب اینها باشد و آن را اثبات کند / ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی / خدای سبحان ابتداء آن احکام سه گانه را که مهم ترین حکمی هستند که اساس اجتماع بشری با آن استوار است ، و از نظر اهمیت به ترتیب یکی پس از دیگری قرار دارند ذکر فرموده است ، زیرا از نظر اسلام مهم ترین هدفی که در تعالیمش دنبال شده صلاح مجتمع و اصلاح عموم است ، چون هر چند انسانها فرد فردند ، و هر فردی برای خود شخصیتی و خیر و شری دارد ، و لیکن از نظر طبیعتی که همه انسانها دارند یعنی طبیعت مدنیت ، سعادت هر شخصی مبنی بر صلاح و اصلاح ظرف اجتماعی است که در آن زندگی می کند ، بطوری که در ظرف اجتماع فاسد که از هر سو فساد آن را محاصره کرده باشد رستگاری یک فرد و صالح شدن او بسیار دشوار است ، ( و یا به تعبیر دیگر عادتا محال است ) / بهمین جهت اسلام در اصلاح اجتماع اهتمامی ورزیده که هیچ نظام غیر اسلامی به پای آن نمی رسد ، منتها درجه جد و جهد را در جعل دستورات و تعالیم دینی حتی در عبادات از نماز و حج و روزه مبذول داشته ، تا انسانها را ، هم در ذات خود و هم در ظرف اجتماع صالح سازد / در جمله ان الله یامر بالعدل دستور به عدل و داد می دهد ، و عدل مقابل ظلم است ، راغب در مفردات می گوید : عدالت و معادله لفظی است که معنای مساوات را اقتضاء می کند ، و به اعتبار اضافه و نسبت ، استعمال می شود ، و عدل - به فتحه عین - ، و عدل - به کسره عین - از نظر معنا نزدیک به هم هستند ، چیزی که هست عدل - به فتحه عین - در جایی استعمال می شود که با بصر و حس دیده می شود ، مانند عدل شدن این کفه ترازو با آن کفه اش یا این لنگه بار با آن لنگه اش ، یا این عدد از گردو با آن عددش ، یا این مقدار گندم با مقداری دیگر از آن ، پس بنابراین می توان گفت عدل به معنای تقسیط و تقسیم بطور مساوی است / سپس اضافه کرده که عدل دو قسم است : یکی مطلق که عقل اقتضای حسن آن را دارد ، و در هیچ زمان و عصری منسوخ نمی شود و بهیچ وجه اعتداء و ظلم شمرده نمی شود ، مانند احسان به هر کس که به تو احسان کرده ، و آزار نکردن کسی را که او از آزار تو خودداری نموده / دوم عدلی که عقل ، عدالت بودن آن را تشخیص نداده بلکه بوسیله شرع شناخته می شود ، مانند قصاص و ارش و دیه و جنایت ، و اصل مال مرتد ، که این قسم از عدالت قابل نسخ هست ، و در بعضی از زمانها منسوخ می شود ، و بهمین جهت قرآن کریم همین عدالت را اعتداء و سیئه خوانده ، یکجا فرموده : فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه = پس هر کس به شما تجاوز کرد شما ( هم ) به او تجاوز کنید و جای دیگر فرموده : و جزاء سیئه سیئه مثلها = جزای بدی ، بدی دیگری است مثل آن / و این نحو از عدالت همان است که در آیه ان الله یامر بالعدل و الاحسان منظور است ، چون عدل به معنای مساوات در تلافی است ، اگر خیر است خیر ، و اگر شر است شر ، و احسان به معنای این است که خیری را با خیری بیشتر از آن تلافی کنی ، و شری را به شری کمتر از آن جواب گوئی در الدرالمنثور که احمد از عثمان بن ابی العاص روایت کرده که گفت : من نزد رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) نشسته بودم که دیدم چشمهای خود را خیره نموده فرمود : جبرئیل مرا دستور داد تا این آیه را در اینجای از سوره بگذارم : ان الله یامر بالعدل و الاحسان /// تذکرون /  مؤلف : این روایت را از ابن عباس از عثمان بن مظغون نیز نقل کرده است / و در مجمع البیان گفته که روایتی رسیده که عثمان بن مظغون گفت : از بس که رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) اسلام را بر من عرضه کرد از روی دربایستی اسلام آوردم و اسلام در قلبم جای نگرفته بود ، تا آنکه روزی نزدش نشسته بودم و او سرگرم تفکر و دقت بود ، ناگهان چشمها را به آسمان خیره نمود بطوری که گوئی چیزی می پرسد ، بعد از آنکه آنحال تمام شد ، از حالش پرسیدم فرمود : بلی ، موقعی که داشتم با تو حرف می زدم جبرئیل را در هوا دیدم که نزدم می آید ، پس از لحظه ای نزدم آمد و این آیه را نازل کرد : ان الله یامر بالعدل و الاحسان ، آنگاه آیه را تا به آخر بر من تلاوت کردند ، در نتیجه اسلام در قلبم جای گرفت / آنگاه نزد عمویش ابو طالب رفته و جریان را برایش تعریف کردم ، او گفت : ای آل قریش ؟ محمد را پیروی کنید تا ارشاد شوید ، زیرا او شما را جز به مکارم اخلاق وادار نمی کند ، آنگاه نزد ولید بن مغیره رفته این آیه را برایش خواندم گفت اگر این را محمد گفته باشد خیلی خوب گفته ، و اگر هم پروردگارش گفته باز خوب گفته ، عثمان می گوید آیه افر ایت الذی تولی و اعطی قلیلا و اکدی درباره ولید و گفته اش نازل شد ، تا آخر حدیث /  باز در مجمع از عکرمه روایت کرده که گفت : رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) این آیه را بر ولید بن مغیره خواندند ، ولید گفت : برادر زاده دوباره بخوان ، رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) دوباره برایش خواند ، او گفت راستی عجب حلاوتی و عجب زیبائی و بهجتی دارد ، بالایش میوه دار و پائینش پر جوانه است ، و این قطعا سخن بشر نیست . و در تفسیر قمی به سند خود از اسماعیل بن مسلم از امام صادق ( علیه السلام ) روایت کرده که در تفسیر آیه مزبور فرموده : خدا در بندگانش هیچ امری ندارد ، مگر همان امر به عدل و احسان /  و در تفسیر برهان از ابن بابویه و او به سند خود از عمرو بن عثمان نقل می کند که گفت : روزی علی ( علیه السلام ) بر اصحاب خود که سرگرم مذاکره در پیرامون مروت بودند وارد شد و فرمود چرا در این مساله از کتاب خدا استفاده نمی کنید ؟ گفتند : مگر در قرآن هم راجع به این موضوع چیزی هست ؟ فرمود : در آیه شریفه ان الله یامر بالعدل و الاحسان که عدل و احسان تفضل است /  مؤلف : این روایت را عیاشی  از عمرو بن عثمان عاصی از آن جناب روایت کرده و سیوطی  در الدرالمنثور از ابن نجار در تاریخ خود از طریق عکلی از پدرش از آن جناب روایت کرده ، و عبارت روایت وی چنین است : علی بن ابیطالب ( علیه السلام ) بر قومی گذشت که مشغول بحث بودند ، پرسید پیرامون چه بحث می کنید ؟ گفتند : درباره مروت بحث می کنیم ، فرمود : آیا کلام خداوند در کتابش درباره این موضوع شما را کافی نیست که می فرماید : ان الله یامر بالعدل و الاحسان زیرا عدالت انصاف و احسان تفضل است / مؤلف : در عده ای  از روایات عدل ، به توحید تفسیر شده ، و در بعضی  دیگر به شهادتین ، و احسان به ولایت و در عده ای دیگر حرمت نقض عهد ، بوجوب ثبات بر ولایت معنا و ارجاع شده است.

 

منبع: http://qurankarim.blogfa.com/cat-17.aspx

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد