X
تبلیغات
رایتل

عدالت در قرآن ( قسمت۵ )

1385/12/03 ساعت 15:21

 

سوره نساء 135

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقَیرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا 

ترجمه فارسی

 ای کسانی که ایمان آورده اید ، به عدالت فرمانروا باشید و برای خدا، شهادت دهید ، هر چند به زیان خود یا پدر و مادر یا خویشاوندان شما چه توانگر و چه درویش بوده باشد زیرا خدا به آن دو سزاوارتر است پس ، از هوای نفس پیروی مکنید تا از شهادت حق عدول کنید چه زبان بازی کنید یااز آن اعراض کنید ، خدا به هر چه می کنید آگاه است

ترجمه انگلیسی

O you who believe! be maintainers of justice, bearers of witness of Allah's sake, though it may be against your own selves or (your) parents or near relatives; if he be rich or poor, Allah is nearer to them both in compassion; therefore do not follow (your) low desires, lest you deviate; and if you swerve or turn aside, then surely Allah is aware of what you do.

تفسیر  

یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله کلمه قسط به معنای عدل است و قیام به قسط به معنای عمل به قسط و تحفظ بر آن است ، پس مراد از قوامین بالقسط، قائمین به قسط است البته قائمینی که قیامشان به قسط تام و کاملترین قیام است ، ( چون قوام صیغه مبالغه است و به آیه چنین معنائی می دهد ) آری مبالغه در قیام به همین است که شخص قوام به قسط کمال مراقبت را بخرج دهد تا به انگیزه ای از هوای نفس یا عاطفه یا ترس و یا طمع و یا غیره از راه وسط و عادلانه عدول نکند و به راه ظلم نیفتد. و این صفت زود اثرترین عوامل و کاملترین اسباب برای پیروی حق و حفظ آن از پایمال شدن است و البته این قیام به قسط برای خود آثار و شاخه ها و لوازمی دارد، یکی از شاخه های آن این است که شخص قوام به قسط دیگر دروغ نمی گوید و شهادت به ناحق نمی دهد. و از اینجا روشن می شود که علت اینکه در این آیه ( که غرض از آن بیان حکم شهادت است ) قبل از پرداختن به اصل غرض صفت قوام بالقسط را آورد، برای این بوده که خواسته است مطلب را به تدریج بیان کند، از بالا گرفته در دائره وسیعی حکم عمومی قیام به قسط را بیان کند، آنگاه به اصطلاح عوام به مساله مورد غرض گریز بزند، چون این مساله یکی از فروعات آن صفت است ، پس کانه فرموده : کونوا شهداء لله ( گواهانی در راه خدا باشید ) و این برای شما میسر نمی شود مگر بعد از آنکه قوامین به قسط باشید، ناگزیر باید نخست قوامین به قسط شوید تا بتوانید گواهانی برای خدای تعالی بوده باشید. و در جمله : شهداء لله ، حرف لام به اصطلاح لام غایت است ، می فرماید: گواهانی باشید و این گواهیتان برای خدا باشد، یعنی در شهادت خود غایت و هدفی به جز رضای خدای تعالی نداشته باشید، همچنانکه در آیه شریفه : و اقیموا الشهاده لله  نیز لام برای غایت آمده و معنای برای خدا بودن شهادت این است که شهادت مصداق پیروی حق و به خاطر اظهار حق و زنده کردن حق باشد، همچنانکه جمله : فلا تتبعوا الهوی ان تعدلوا ( پس پیروی هوا مکنید که منحرف می شوید ) این معنا را توضیح می دهد. و لو علی انفسکم او الوالدین و الاقربین یعنی به حق شهادت بدهید هر چند که بر خلاف نفع شخصیتان و یا منافع پدر و مادرتان و یا خویشاوندانتان باشد، پس زنهار که علاقه شما به منافع شخصیتان و محبتی که نسبت به والدین و خویشاوندان خود دارید شما را بر آن بدارد که شهادت را یعنی آنچه را که دیده اید تحریف کنید و یا از ادای آن مضایقه نمائید، پس مراد از اینکه شهادت بر ضرر و یا بر ضرر والدین و یا خویشاوندان باشد این است که آنچه را که دیده ای اگر بخواهی در مقام اداء بدون کم و کاست بگوئی به حال تو ضرر داشته باشد و یا به منافع والدین و خویشاوندانت لطمه بزند، حال چه اینکه مشهود علیه خود شاهد بدون واسطه باشد، مثل اینکه پدر شاهد یا انسانی دیگر نزاعی داشته باشد و شاهد علیه پدر خود و به نفع آن انسان شهادت دهد و یا آنکه تضرر شاهد از شهادت خودش با واسطه باشد، مثل اینکه دو نفر با یکدیگر نزاع داشته باشند و شاهد صحنه ای به نفع یکی از آن دو را مشاهده و تحمل کرده باشد که اگر در مقام ادای شهادت آن صحنه را بازگو کند خود شاهد نیز مانند مشهود علیه گرفتار می شود. ان یکن غنیا او فقیرا فالله اولی بهما در این جمله با اینکه غنی و فقیر بطور تردید آمده و فرموده : چه اینکه مشهود له که تو، به نفعش شهادت می دهی توانگر باشد و چه فقیر باشد مع ذلک ضمیر تثنیه به آن دو بر گردانده و فرموده : خدای تعالی سزاوارتر به آن دو است ، با اینکه در یک واقعه ، شخص مشهود له ، یکی از آن دو است ، یعنی یا فقیر است یا غنی و هر دوی آنها نیست ، پس جای این سوال هست که چرا ضمیر تثنیه برگردانیده و چرا نفرمود: فالله اولی به ؟. جواب این سوال این است که درست است که در یک واقعه شخص مشهودله یا غنی است و یا فقیر و نمی تواند هر دو باشد و لیکن از آنجائی که سخن از مشهودله معینی نیست ، بلکه از مشهودله فرضی است و مشهودله فرضی در یک واقعه غنی و در واقعه ای دیگر فقیر است ، لذا ضمیر تثنیه را به مشهود له برگردانیده تا معنا چنین شود: خدای تعالی اولای به غنی است در غنایش و اولای به فقیر است در فقرش . و مراد - و خدا داناتر است - این است که زنهار که غنای غنی ، شما را وادار نسازد به اینکه از حق منحرف شوید و فقر فقیر هم ، شما را وادار نکند به اینکه به خاطر دلسوزی نسبت به او به ناحق به نفع او شهادت دهید، پس خدای تعالی اولای به آن دو و مهربانتر از تو نسبت به آن دو است ، دلیل مهربانتریش این است که حق را واجب الاتباع کرده و به سوی قسط و عدالت دعوت فرموده و معلوم است که اگر در جامعه ، حق پیروی شود و قسط بپا داشته شود، آن مجتمع سر پای خود خواهد ایستاد و از پا در نخواهد آمد و در نتیجه هم غنی و توانگر باقی می ماند و از پای در نمی آید و هم حال فقیر اصلاح می گردد. و یکی از این دو طائفه هر چند که در یک حادثه و یک نزاع اگر به ناحق به نفعش شهادت دهند در خصوص آن واقعه بهره مند می شود و حتی ممکن است در چند واقعه از شهادت به ناحق شاهدی خدانشناس بهره مند شود و لیکن این شهادتهای به ناحق باعث می شود که حق ضعیف گشته و عدالت در آن جامعه بمیرد و معلوم است که در چنین جامعه ای باطل نیرومند گشته و ظلم و جور جان می گیرد و این خود درد بی درمان جامعه و هلاک انسانیت است . فلا تتبعوا الهوی ان تعدلوا یعنی پیروی هوا مکنید که ترس آن هست که از حق عدول کنید و منحرف شوید، پس اینکه فرمود: ان تعدلوا، مجموع جمله مفعول له است و ممکن هم هست جمله با حرف لام تقدیری ، مجرور و تقدیر کلام لان تعدلوا باشد. و ان تلووا او تعرضوا فان الله کان بما تعملون خبیرا کلمه تلووا از مصدر لی است ولی به شهادت ، کنایه است از تحریف آن و از لی زبان یعنی پیچاندن زبان گرفته شده ، پس جمله : و ان تلووا معنایش این است که اگر به آنچه دیده اید شهادت ندهید بلکه آن را تحریف کنید و جمله او تعرضوا به این معنا است که اصلا از دادن شهادت اعراض نموده ، آن را از اصل ترک کنید. بعضی از قاریان کلمه تلوا را با ضم لام و سکون واو خوانده اند به این حساب که از ماده : ولی یلی و از مصدر ولایت باشد و بنابراین معنای جمله چنین می شود: اگر متولی و عهده دار امر شهادت شدید و آن را به خوبی انجام دادید، خدا عملتان را می بیند و اگر هم عهده دار نشدید و از این کار سر برتافتید، باز خدای تعالی اعمال شما را می بیند و در هر دو صورت پاداشتان را می دهد.

 

منبع: http://qurankarim.blogfa.com/cat-5.aspx

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد