X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تحزیب و تجزئه قرآن

1384/12/01 ساعت 21:23

 

یکی از مباحث "علوم قرآنی" که کمتر به آن پرداخته می شود، "تحزیب و تجزئه قرآن" است در این مقاله سعی شده است، به طور مختصر درباره این تقسیمات و سیر تاریخی آن توضیحاتی ارائه شود.

 

1- نام های تقسیمات قرآنی

این نام ها عبارتند از: جزء، حزب، وِرد، نصف حزب، ربع، ثُمن، منزل و رکوع.

برخی از این نام ها، کهن و قدیمی و برخی متأخر و مستحدث هستند.

 

جزء، حزب، ورد

این سه نام، از جمله نام های قدیمی هستند. امروزه، از میان این سه، فقط جزء و حزب رایج و مستعمل است و ورد – به عنوان نام بخشی از قرآن – دیگر کاربردی ندارد.

سخاوی(1) (643ق) در مورد کاربرد جزء، حزب و ورد چنین می گوید:

"یقال: اجزاء القرآن و الاحزاب والاوراد بمعنی واحد و اظن الاحزاب مأخوذاً من قولهم: حزب فلان ای جماعته لان الحزب طائفة من القرآن و الورد اظّنه من الورد الذی هو ضد الصَدَر لان القرآن یَروی ظَمأ القلوب."(2)

"گفته می شود: اجزاء قرآن، احزاب و اوراد (قرآن)، همه به یک معنایند و گمان می کنم، حزب قرآن از "حزب" به معنای جماعت گرفته شده باشد. زیرا "حزب" طایفه و گروهی از آیات قرآن است و اما ورد، گمان می کنم این کلمه از وِرد (بر سر آب رفتن) ضد صَدَر (از سر آب برگشتن) باشد؛ زیرا قرآن دل ها را سیراب می کند."

از گفته سخاوی استفاده می شود که در قدیم این سه نام به یک معنی به کار می رفته است. ولی در حال حاضر، حزب به بخشی کوچک تر از یک جزء اطلاق می شود؛ جزء، یک سی ام قرآن است و حزب یک شصتم قرآن نزد مغاربه (علمای مغرب زمین اسلامی مثل: تونس، الجزایر، لیبی و مراکش) و مصری ها؛ ولی نزد مشارقه (علمای مشرق زمین اسلامی مثل ایران، عراق، عربستان و سوریه...) یک یکصد وبیستم قرآن است. هر چند امروز به خاطر پیشرفت ارتباطات و راحتی تماس و ارتباط بین مردم نقاط مختلف، حتی قرآن هایی که در مشرق زمین اسلامی چاپ و توزیع می شوند، 60 حزبی هستند و نه 120 حزبی. مثل قرآنی که به خط خطاط معروف سوری "عثمان طه"، نوشته شده و به روش مغاربه (60 حزبی) تقسیم بندی شده است و علاوه بر سوریه، در ایران و مخصوصاً در عربستان، به تیراژ وسیع چاپ و منتشر می شود.

در بعضی از قرآن ها که به روش مَغاربه تقسیم بندی و نام گذاری شده است، مثل قرآن رسمی کشور لیبی، تقسیم 30 تایی وجود ندارد؛ بلکه بزرگ ترین تقسیم آن حزب است که یک شصتم قرآن می شود.

 

نصف الحزب و ربع

در قرآن های 60 حزبی، هر حزب را به 4 قسمت تقسیم کرده، و آن را ربع می نامند. در قرآن های 120 حزبی، هر حزب را به دو بخش تقسیم کرده و آن را نصف الحزب می نامند. در واقع، نصف الحزب و ربع، دو نام برای یک نوع تقسیم هستند. یعنی هر کدام یک هشتم یک جزء می شوند یا یک دویست و چهلم کل قرآن.

 

ثُمن

در قرآن های 60 حزبی که در برخی کشورهای آفریقایی مثل لیبی، الجزایر، مراکش و سودان رایج است، هر ربع را دو قسمت می کنند و هر قسمت را ثُمن می نامند.

 

منزل

منزل، نام یک هفتم قرآن که امروزه در قرآن های رایج در شبه قاره هند مرسوم است. در این قرآن ها، علاوه بر تقسیم 30 جزئی، تقسیم هفت منزلی نیز دیده می شود.

 

رکوع

رکوع نام تقسیم دیگری از تقسیمات قرآنی است که در بعضی از مصاحف، به خصوص مصحف های شبه قاره هند به کار رفته است. و طبق گفته علی محمد ضبّاع (3) (ت 1376ق) در انتهای قرآنی که زیر نظر او به چاپ رسیده؛ تعداد آیاتی از قرآن را نشان می دهد که اگر کسی هر روز آن تعداد را حفظ کند، در طی 2 سال، تمام قرآن را حفظ خواهد کرد. طبق این گفته کل رکوعات باید حدود 730 عدد باشد. و شاید وجه تسمیه این نوع تقسیم به رکوع، اشاره به این باشد که هر یک از این تقسیمات، مقدار مناسبی است که نمازگزار بعد از قرائت حمد در نماز، آن مقدار را بخواند و به رکوع برود. (البته طبق فقه اهل سنت که قرائت سوره کامل بعد از حمد، واجب نیست.)

هر چند با مراجعه به قرآن هایی که علامت رکوع دارند، در می یابیم که تعداد رکوع ها در کل قرآن 555 عدد است که با گفته ضباع تناقض دارد.

این نکته نیز جالب توجه است که علامت "ع" در قرآن های چاپ شده شبه قاره ی هند، همراه با شماره هایی در حاشیه مصحف دیده می شود. یعنی شماره ای در بالا، شماره ای در وسط و شماره ای نیز در پایین حرف "ع".

شماره ای که در بالای حرف "ع" قرار دارد، اشاره به شماره مسلسل رکوع در سوره است. شماره ای که در وسط حرف "ع" قرار دارد بیانگر تعداد آیات رکوع مورد نظر است و شماره پایینی، به شماره مسلسل رکوع در جزء مورد نظر اشاره دارد. (4) پس در مورد فوق شماره 40 یعنی، این رکوع، چهلمین رکوع سوره بقره است. (پس سوره بقره 40 رکوع دارد). شماره 3 یعنی این رکوع شامل 3 آیه است و شماره 8 یعنی این رکوع (که در جزء سوم واقع شده) هشتمین رکوع این جزء است.

 

2- سیر تاریخی بعضی از این تقسیمات

الف) تقسیم 7 تایی

این تقسیم ظاهراً در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله مرسوم بوده است.

سخاوی چنین نقل می کند:

"قال ابوعبید: حدثنا مروان بن معاویة عن عبدالله بن عبدالرحمن الطائفی قال: حدثنی عثمان بن عبدالله بن اوس الثقفی عن جده: انه کان فی الوفد الذین قدموا علی رسول الله – ص – من بنی مالک، فانزلهم فی قبة له فی المسجد؛ قال: فکان یأتینا فتحدثّنا بعد العشاء و هو قائم حتی یراوح بین قدمیه من طول القیام و کان اکثر ما یحدثنا شکایته قریشاً. قال: فاحتبس عنا لیلةً، فقلنا یا رسول الله لَبِثْت عنا اللیلة اکثر مما کنت تلبث. قال: نعم طَرَأ علیَّ حزبی من القرآن فکرهت ان اخرج من المسجد حتی اَقضِیَهُ."(5)

"عثمان بن عبدالله از جدش نقل می کند که او با گروهی از بنی مالک که برای دیدن رسول خدا(ص) به مدینه آمده بودند، همراه بود. حضرت آنها را در قبه ای که در مسجد داشتند، منزل داده بودند. وی می گوید: آن حضرت شب ها بعد از عشا نزد ما می آمدند و ایستاده برای ما صحبت می کردند و آن قدر این سخنان طول می کشید که از خستگی این پا و آن پا می شدند و بیشترین سخنان آن حضرت، شکایت از قریش و کارهای آنان بود. راوی در ادامه گفت: "یک شب حضرت دیر آمدند. ما عرض کردیم: یا رسول الله! امشب بیش از شب های دیگر دیر کردید. فرمودند: بله حزب قرآنم را باید می خواندم. لذا نخواستم تا آن را نخوانده ام از مسجد خارج شوم."

سخاوی در ادامه می گوید:

ابوعبید، این حدیث را از طریق دیگری نقل کرده و در آخر آن این مطالب را افزوده است:

"فقلنا لاصحاب رسول الله – ص – فکیف تحزّبون القرآن؟ فقالوا: نحزّبه ثلاث سور و خمس سور و سبع سور و تسع سور و احدی عشرة سورة و ثلاث عشرة سورة و حزب المفصل فیما بین قاف و اسفل."(6)

" به اصحاب رسول الله - ص- گفتیم: قرآن را چگونه تقسیم بندی می کنید؟ گفتند: سه سوره، پنج سوره، هفت سوره، نه سوره، یازده سوره، سیزده سوره و حزب مفصل که از سوره قاف تا آخر قرآن است."

این تقسیم بندی با ترتیب فعلی سوره ها بدون احتساب سوره حمد، به این شکل قابل تطبیق است:

حزب اول: بقره، آل عمران، نساء. (ثلاث سور)

حزب دوم: مائده، انعام، اعراف، انفال، برائت (خمس سور)

حزب سوم: یونس، هود، یوسف، رعد، ابراهیم، حجر، نحل، (سبع سور)

حزب چهارم: اسراء، کهف، مریم، طه، انبیا، حج، مؤمون، نور، فرقان (تسع سور)

حزب پنجم: شعرا، نمل، قصص، عنکبوت، روم، لقمان، سجده، احزاب، سبأ، فاطر، یس (احدی عشرة سورة)

حزب ششم: صافات، ص، زمر، غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف، محمد(ص)، فتح، حجرات (ثلاث عشرة سورة)

حزب هفتم: ق تا آخر (حزب المفصل) که 65 سوره می شود."

ناگفته نماند که حزب مفصل طبق روایتی در کتاب "شریف کافی"، 68 سوره است، مرحوم کلینی چنین نقل می کند:

"قال رسول الله - ص – اعطیت السور الطوال مکان التوراة و اعطیت المئین مکان الانجیل و اعطیت المثانی مکان الزبور و فضلت بالمفصل ثمان و ستون سورة و هو مهیمن علی سائر الکتب و التوراة لموسی و الانجیل لعیسی و الزبور لداود."(7)

"رسول اکرم  - ص - فرمودند: "سور طوال" را به جای تورات به من دادند، "سور مئین" را به جای انجیل و "سور مثانی" را به جای زبور و با "سور مفصل" (68 سوره) به سایرین برتری داده شدم و این قرآن بر سایر کتب سیطره دارد و تورات کتاب موسی و انجیل کتاب عیسی و زبور کتاب داود است."

البته در تفسیر عیاشی 67 سوره ذکر شده است. (8)

مرحوم فیض کاشانی در مقدمه "تفسیر صافی"، درباره این الفاظ توضیحاتی داده اند که خلاصه ترجمه آن چنین است: اقوال و آرا در توضیح الفاظ این حدیث متفاوت است و بهترین و مناسب ترین آنها این است که: سبع طوال عبارت است از 7 سوره بلند قرآن بعد از فاتحه؛ با این فرض که انفال و برائت یکی باشند. مئین از بنی اسرائیل تا هفت سوره بعد که حدوداً 100 آیه ای هستند. مفصل از سوره محمد - ص- تا آخر قرآن و مثانی بقیه سوره ها هستند که از طوال کوچک تر و از مئین بزرگ ترند. (9)

همان طور که ملاحظه می شود در روایات شیعه نیز حزب مفصل ذکر شده است با این تفاوت که حزب مفصل در روایت اهل سنت 65 سوره دارد (از ق تا آخر قرآن) و در روایت کافی 68 سوره (از محمد- ص – تا آخر قرآن) و در روایت عیاشی 67 سوره (از فتح تا آخر قرآن).

به هر حال، طبق این تحزیب و تجزئه – با فرض صحت روایت ابوعبید – قرآن در زمان رسول اکرم – ص– به هفت حزب یا جزء تقسیم شده است و ابتدای هر حزب بدون احتساب سوره حمد با همان سوره ای است که بدان اشاره کردیم. جالب است بدانیم که این تقسیم بندی، هنوز در قرآن هایی که در شبه قاره هند به چاپ می رسند، تحت عنوان "منزل" (منزل اول... منزل سابع) دیده می شود.

ابن تیمیّة (728ق) نیز به روایت فوق استناد کرده و عبارات "ثلاث سور" "خمس سور"، "سبع سور" و .. را همان طور فهمیده است که ما بدان اشاره کردیم. وی در ترجیح این که قرآن باید به هفت قسمت تقسیم شود، با استناد به حدیث فوق می گوید:

"فاذا قرأ القاری فی الیوم الاول البقرة و آل عمران و النساء بکمالها و فی الیوم الثانی الی آخر براءة و فی الیوم الثالث الی آخر النحل کان ذلک افضل ..." (10)

"وقتی قاری در روز اول، بقره، آل عمران و نساء را کامل بخواند و در روز دوم تا آخر برائت و در روز سوم تا آخر نحل، بهتر است..."

 

تذکر

در این جا بد نیست، به نکته ای مهم اشاره کنیم که هر چند با بحث تجزئه قرآن ارتباطی ندارد ولی در بحث جمع قرآن بسیار مهم است و آن نکته این است که: به استناد حدیث فوق و شهادت شخصی چون ابن تیمیّه - که از معتبرین اهل سنت و یکی از رهبران فرقه وهابیّت است - تقسیمات قرآن در زمان رسول اکرم - ص - بر اساس سوره های قرآن مشخص بوده است. لازمه این سخن، این است که ترتیب سوره ها هم در زمان رسول خدا - ص - انجام شده باشد؛ پس آیات هم باید در زمان آن بزرگوار مرتب شده باشند. و بدین ترتیب روشن می شود که نسبت جمع قرآن به خلفا و در زمان بعد از رسول اکرم "ص" - اگر نگوییم قطعاً باطل است - لااقل قابل خدشه است.

از دیگر کسانی که به این حدیث درباره تحزیب قرآن توسط صحابه در زمان رسول خدا(ص) اشاره کرده، ابن کثیر در مقدمه تفسیرش می باشد. (11)

 

ب) تقسیم 30 تایی

از جمله مهم ترین تقسیم بندی ها در این بحث، تجزئه و تقسیمی است که در زمان منصور دوانیقی صورت گرفته و هیچ بعید نیست، اساس تقسیم 30 جزئی باشد که امروزه متداول است.

" و یقال: ان المنصور قال لعمرو بن عبید: انی ارید ان احفظ القرآن ففی کم تقول انی احفظه؟ فقال: اذا یسرالله عزوجل ففی سنة، قال انی احب ان اجزی ذلک علی نفسی اجزاء لا تزید ولا تنقص، احفظ منها کل یوم جزءاً لااخل به یوماً واحداً. فقال عمرو: اتحب ان اصنع ذلک؟ قال: نعم. فقسم القرآن علی ذلک. کتبها مصاحف و جعل کل اثنی عشر من تلک الاجزاء واحداً فصارت ثلاثین جزءاً و فصل بین الاجزاء بخط من ذهب فی آخر کل جزء."(12)

"گفته می شود، منصور دوانیقی به عمرو بن عبید(13) (ت 158ق) حجر گفت: می خواهم قرآن را حفظ کنم، به نظر تو در چه مدت می توانم این کار را بکنم؟ عمرو گفت: اگر خدا کمک فرماید در یک سال. منصور گفت: دوست دارم آن را برای خود به طور کامل تقسیم کنم که نه زیاد بیاید و نه کم، و بدون وقفه روزی یک جزء (یک بخش) آن را حفظ کنم. عمرو گفت: آیا دوست داری من این کار را برایت بکنم؟ گفت: بله. پس عمرو نیز آن را بر یک سال تقسیم کرد و آن را به چند مصحف قسمت کرد. هر 12 بخش را یک جزء قرار داد و به این ترتیب 30 جزء شد و بین هر جزء با خطی از طلا فاصله گذاشت."

در این جا این نکته را اضافه می کنیم که به غیر از 7 مورد، سایر جزء های 30 گانه عمرو بن عبید با جزوه های فعلی کاملاً منطبق است و آن 7 مورد نیز اختلاف اندکی با تقسیمات فعلی دارد.

تفصیل این موارد تماماً در "جمال القراء"، ذکر شده است که ما برای پرهیز از طولانی شدن کلام، از ذکر تفصیل آن خودداری می کنیم.

 

ج) تقسیم 60 تایی

از بین علمای گذشته، اولین دانشمندی که این تقسیم بندی را به صراحت بیان کرده و گفته او در دست است، ابوعمر ودانی(15) (ت 444ق) است که او نیز این تقسیم را به استادان خود مستند کرده است.  پس مبدأ تقسیم 60 تایی پیش از "دانی" است ولی آغاز آن دقیقاً بر ما روشن نیست.

از طرفی این تقسیم بندی در قرآن "ابن بوّاب" که در آخر قرن چهارم در بغداد کتابت شده نیز دیده می شود.

 

د) تقسیم 240 تایی (تقسیم هر جزء به 8 قسمت یا هر حزب به 4 ربع)

طبق نقل سخاوی (شاگرد طبی)، شاطبی(16) (590 ق) این تقسیم را هنگام تعلیم قرآن به کار می برده است. یعنی هر حزب (از 60 حزب) را در چهار روز قرائت می کرده است. (17) پس معلوم می شود تقسیم هر حزب به 4 ربع در زمان شاطبی معمول بوده ولی کاملاً مشخص نیست که آیا او مبتکر این تقسیم بوده یا پیش از او دیگران آن را رواج داده اند.

 

زیرنویس:

1. علی بن محمدبن عبدالصمد، علم الدین سخاوی (5558-643ق) از علمای بزرگ قرائت است. ولادت او در مصر و وفاتش در شام بوده است. او در قرائت شاگرد شاطبی است.

برخی از تألیفات وی عبارتند از: "اقوی العُدد فی معرفة العدد"، "الافصاح و غیة الاشراح فی القراءات السبع"، "جمال القرآء و کمال الاقراء"، "القصائد السبع فی المدائح النبویّة" .

2. سخاوی. جمال القراء و کمال الاقراء، ج 1، ص 313.

3. شیخ علی محمد ضبّاع (ت 1376ق) از بزرگان علم قرائت در مصر در دوران معاصر است. از جمله عنوان های وی، "شیخ المقاری مصر"، و "مُراجع مصاحف مصر" می باشد. از ضبّاع تألیفات سودمندی در پاره ای از "علوم قرآنی" به یادگار مانده است از جمله: "الاضاءة فی بیان اصول القراءة"، "ارشاد المرید الی شرح القصید" در شرح شاطبیة، "اتحاف البررة بالمتون العشرة، فی القراءات و الرسم و الآی و التجوید."

4. تنّبه به این نکته را مدیون دوست فاضلم، استاد سیّد مهدی سیف هستم.

5. سخاوی. جمال القراء و کمال الاقراء، ج 1، صص 313 و 314.

6. همان. در پاورقی جمال القراء مآخذ دیگری نیز برای این حدیث ذکر شده است که عبارتند از: سنن ابن ماجه، ج 1، ص 428. و نیز: مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 9. و همچنین سنن ابی داود، ج 2، ص 56.

7. کلینی. اصول کافی، ج 2، ص 601 و نیز ر.ک: فیض کاشانی. تفسیر صافی، ج 1، ص 17.

8. ر.ک:عیاشی. تفسیر. ذیل تفسیر سوره بقره. ج 1، ص 43.

9. ر.ک: فیض. الصافی، ج 1، ص 18.

10. ر.ک: مرکز الثفاقة و المعارف القرآنیة، علوم القرآن عند المفسرین ج ،1 صص 259 تا 301. به نقل از: ابن تیمیة. التفسیر، ج 1، صص 24 تا 31.

11. ر.ک: ابوالفداء ابن کثیر. تفسیر القرآن العظیم، ج 1، ص 25.

12. سخاوی. جمال القراء، ج 1، صص 378 و 379.

13. عمروبن عبید (80-144ق). در زمان خود رئیس معتزله بود و به خاطر علم و زهدش و نیز ارتباطش با منصور عباسی، معروف است (اقتباس و تلخیص از: زرکلی. الاعلام، ج 5، ص 81).

14. عثمان بن سعید، ابوعمر ودانی، (372 – 444ق) اهل قرطبة، از علمای بزرگ علوم قرآنی است. از جمله تألیفات وی: "التیسیر فی القراءات السبع"، "المقنع فی مرسوم مصاحف الامصار"، "المحکم فی نقط المصاحف"، "جامع البیان فی القراءات السبع"، "شرح قصیدة الخاقانی فی التجوید"، "المکتفی فی الوقف و الابتداء" می باشند.

15. ر.ک: سخاوی. جمال القراء و کمال الاقراء، ج 1، صص 348 تا 354.

16. ابوالقاسم بن فیّره شاطبی اندلسی (538-590ق) از بزرگان علوم قرآنی است. از تألیفات وی می توان به این آثار اشاره کرد:

"عقیلة اتراب القصائد فی بیان رسم المصاحف"، "ناظمة الزُهر فی علم الفواصل"، "حرز الامانی و وجه التهانی" معروف به شاطبیة.

17. ر.ک: سخاوی: جمال القراء و کمال الاقراء، ج 1، صص 364 تا 377.

دکتر حمیدرضا مستفید، استاد دانشگاه

 

منبع  :  http://www.tebyan.net/Teb.aspx?nId=14698

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد